دوره MBA سال هاست که در جهان برگزار می شود و در ایران نیز بیش از یک دهه است که به طور جدی دنبال می شود.

 البته سابقه برگزاری دوره MBA در ایران به قبل از انقلاب برمی گردد که مرکزی در محل کنونی دانشگاه امام صادق(ع) تأسیس شده بود و با همکاری دانشگاه هاروارد آمریکا، این دوره را برگزار می کرد. با این حال بعد از انقلاب، تدریس این رشته به محاق رفت ولی اینک با اقبال فزاینده فعالان حوزه کسب و کار، جوانان و فارغ التحصیلان دانشگاهی به آن ، دوره MBA جان تازه ای گرفته و برخی دانشگاه ها و مؤسسات آموزش عالی بخش های دولتی و خصوصی این دوره را در دستور کار خود دارند.

 mba

اما به طور دقیق MBA چیست؟

 MBA مخفف Master of Business Administration است که در آن مدیریت کسب و کار به طور راهبردی ، علمی و کاربردی به دانشجویان یاد داده می شود. در دوره MBA ، دروسی مانند شناخت فضای تولید و کسب کار ، بازاریابی، مدیریت استراتژیک، مدیریت منابع انسانی، ارتباط با مشتری، روش های نوین تبلیغات، مدیریت منابع مالی، سرمایه گذاری، مدیریت فروش و خدمات پس از فروش، نگرش سیستمی، مدیریت پروژه و ... تدریس می شود. در واقع کسانی MBA می خوانند که قبلاً در رشته ای متخصص شده اند و حالا می خواهند در آن رشته، کار مدیریتی کنند. مثلاً کسی که رشته گردشگری خوانده است، اگر بخواهد یک کار مدیریتی در این رشته انجام دهد، مثلاً یک آژانس گردشگری راه اندازی کند، می تواند با شرکت در دوره MBA گردشگری، توانمندی های مدیریتی خود را تقویت کند و در کسب و کار جدیدش موفق باشد. یا کسی که پزشک است الزاماً نمی تواند مدیر یک مجموعه بیمارستانی باشد ولی می تواند با گذراندن دوره MBA ، مدیر موفقی در یک مجموعه پرشکی باشد. همین طور است در خصوص صنعت ، بازرگانی ،آموزش و سایر حوزه ها. انتظار می رود فارغ التحصیل دوره MBA بتواند نسبت به بقیه افراد، بهتر ، علمی تر و سریع تر کسب کار ایجاد کند یا اگر کسب و کاری دارد ، آن را گسترش دهد و در تولید و تجارت موفق تر عمل کند و ثروت آفرینی بیشتری داشته باشد. با توجه به تعدد کسب و کارها در جهان، تعداد گرایش های موجود در دوره های MBA ، بسیار متنوع است و در برخی کشورها تا 700 گرایش تدریس می شود.

اما در ایران گرایش های محدودی در دوره های MBA ارائه می شود، مانند: مدیریت اجرایی، فناوری اطلاعات(IT) ، بازاریابی ، تجارت ، مدیریت منابع انسانی ، گردشگری، کارآفرینی، مدیریت پروژه و ... . اگر علاقه مند به تحصیل در رشته MBA باشید می توانید از دو طریق اقدام کنید: اول این که با داشتن مدرک تحصیلی لیسانس، در کنکور کارشناسی ارشد شرکت کنید و رشته MBA را انتخاب کنید. در این صورت شما قادر خواهید بود در یکی از دانشگاه هایی که رشته MBA را تدریس می کنند، تحصیل کنید مانند دانشگاه شریف، دانشگاه تهران، دانشگاه علامه طباطبایی، دانشگاه علم و صنعت، دانشگاه آزاد اسلامی و ... .

همچنین سازمان مدیریت صنعتی ایران هم برای مدیرانی که دستکم 3 سال سابقه مدیریتی داشته باشند دوره MBA برگزار می کند. برخی مؤسسات بخش خصوصی مانند مؤسسه آموزش عالی بهار و مؤسسه آموزش عالی ماهان نیز کلاس MBA برگزار می کنند و گواهی مورد تأیید وزارت علوم ارائه می دهند. برخی دانشگاه ها هم مانند تهران و شریف دوره های آزاد آموزش MBA برگزار می کنند. در این میان، برای کسانی که فرصت کمتری دارند، دوره MINI MBA نیز توسط برخی مؤسسات برگزار می شود. در دوره MINI MBA ، خلاصه و فشرده ای از آموزش های دوره MBA ، ارائه می شود که اگر با مشکل محدویت زمانی مواجه هستید، این دوره ها می توانند برایتان مفید باشند.

امروزه یکی از شاخص هایی که در سنجش توسعه جوامع مورد توجه قرار می گیرد تعداد فارغ التحصیلان رشته MBA است زیرا به تجربه ثابت شده است که صرف تحصیل در دانشگاه و کسب مدرک، الزاماً نمی تواند مترادف با موفقیت در کسب و کار، ارزش آفرینی، کارآفرینی و ثروت آفرینی باشد.


برچسب‌ها: MINI MBA, MBA, Master of Business Administration, مدیریت اجرایی
ادامه مطلب
+ نوشته شده در چهارشنبه هفتم آبان 1393ساعت 14:3 توسط علیرضا بیاتی |

آموزگار زبان انگليسي كه حتي حاضر شده بود به كار به‌عنوان كارگر در مجموعه رستوران‌هاي كي‌اف‌سي رضايت دهد، ولي به‌علت قد و قامت كوتاه در مصاحبه شغلي رد شده بود، اكنون به يكي از نمادهاي تحول در اقتصاد جهان تبديل شده است. «جك ما» كه نام «علي‌بابا» را از كارتوني به نام «علي‌بابا و چهل دزد بغداد» به عاريت گرفته بود، اكنون اين نام را به‌عنوان يكي از مهم‌ترين برندهاي‌بين‌المللي در جهان به ثبت رسانده است. اين شركت كه طبق معمول از تقليدهاي چيني نشات گرفته است، 15 سال پيش در آپارتمان شخصي «جك ما» تاسيس شد تا نقش شركت «اي‌بي» را در چين ايفا كند. در اين وب‌سايت ميلياردها دلار كالا عرضه مي‌شود و اكنون اين سايت در زمره 20 وب‌سايت برتر دنيا قرار دارد. ارزش سهام علي‌بابا كه براي نخستين بار در بورس‌هاي جهاني عرضه مي‌شد، فقط در روز نخست 38 درصد افزايش يافت و ارزش بازار اين شركت در پايان معاملات همان رور به 231 ميليارد دلار رسيد. اكنون علي‌بابا بزرگ‌تر از غول‌هاي فناوري آمريكا مانند فيس‌بوك، اي‌بي و حتي آمازون قرار دارد. به اين ترتيب دره سيليكون كه به‌عنوان نماد صنعت فن‌آوري آمريكا محسوب مي‌شود، زير سايه اين شركت چيني قرار دارد. علاوه‌بر اين «جك ما» كه اين شركت را بنيان گذاشت، بر اساس قيمت سهام اين شركت و ميزان مالكيت وي در اين شركت تنها ثروتي معادل 2/18 ميليارد دلار به‌واسطه ارزش سهام اين غول صنعتي دارد. بلومبرگ ارزش خالص دارایي‌هاي او را 9/21 ميليارد دلار برآورد مي‌كند كه وي را به‌عنوان سي و چهارمين ثروتمند جهان معرفي مي‌كند.
برچسب‌ها: علي‌بابا, ميلياردرها
ادامه مطلب
+ نوشته شده در پنجشنبه دهم مهر 1393ساعت 10:30 توسط علیرضا بیاتی |

 دی‌بی‌ای (به انگلیسی: Doctorate Of Business Administration - DBA) یک مدرک دکترای تحقیقی است که تمرکز آن بر شیوه‌های کاربردی تجارت و بیزنس است. سطح دروس در DBA (مانند ph.D) خیلی بالاتر از دروس دوره‌های کارشناسی ارشد است.

 تحقیقات در DBA بر مباحث کاربردی تجارت متمرکز است و نتایج حاصل از این تحقیقات مستقیماً به تخصص یا حرفه دانشجو مرتبط است. تحقیقات هم تئوری و هم عملی است. پایان‌نامه DBA از نظر سطح دشواری، سعی و تلاشی که لازم دارد، سطح اطلاعات و معلومات، نظارت و ارزشیابی کاملاً مشابه پایان‌نامه Ph.D است. در مدیریت بیزنس DBA و Ph.D بیشتر اوقات مشابه هم هستند. به همین دلیل وزارت آموزش ایالات متحده و بنگاه ملی علوم آمریکا DBA و Ph.D را معادل یکدیگر می‌دانند و تفاوتی بین آنها قائل نمی‌شوند. DBA شامل یک پایان‌نامه یا پروژه جامع پایانی است که طی یک دفاعیه رسمی باید به تصویب و تایید اعضای کمیته بازبینی صلاحیت‌های دکتری دانشگاه برسد. درجه دکتری وقتی به دانشجو اعطا می‌شود که دروس، امتحانات و تحقیقات نوشتاری را با موفقیت به پایان برساند و پایان‌نامه او نیز به تصویب برسد. DBA ممکن است تخصص‌هایی مانند حسابداری، مالی، مدیریت، بازاریابی و مدیریت عملیات داشته باشد. بیشتر دانشگاهها DBA و Ph.D را در گرایش‌های مختلف ارائه می‌کنند. دوره تحصیل ممکن است تمام وقت و یا پاره وقت باشد. مدت زمان معمول برای گذراندن دکترا در دوره‌های تمام وقت ۳ تا ۴ سال است. البته دانشجویان ممکن است این دوره را در کمتر از ۳ سال به پایان برسانند.

منبع : ویکی‌پدیا، دانشنامهٔ آزاد


برچسب‌ها: Doctorate Of Business Administration, DBA
+ نوشته شده در دوشنبه هفتم مهر 1393ساعت 15:29 توسط علیرضا بیاتی |

 
مدیریت ارشد کسب و کار (MBA) مخفف عبارت Master of Business Administration درجهٔ کارشناسی ارشد در رشته مدیریت است. این دوره برای اولین بار در اواخر قرن نوزدهم در آمریکا طرح ریزی شد که حاصل صنعتی شدن این کشور و رویکرد علمی به مدیریت بود.

دوره‌های مدیریت ارشد کسب و کار (MBA) به گونه‌ای برنامه ریزی می‌شوند تا دانشجویان را باجنبه‌های مختلف مدیریت یک کسب و کار (بیزنس) همچون حسابداری، بازاریابی، منابع انسانی، مدیریت عملیات، مدیریت تبلیغات و برنامه ریزی استراتژیک آشنا سازند.

بیشتر دانشجویان مدیریت ارشد کسب و کار (MBA) یک زمینه تخصصی را برای مطالعه و تحصیل انتخاب می‌کنند و تقریباً یک سوم از واحدهای تحصیلی خود را در این زمینه برمی‌گزینند. برای مثال، دانشجویانی که گرایش بازاریابی را انتخاب می‌کنند دوره‌های ویژه‌ای را که بر روی بازاریابی دیجیتال یا بازاریابی بین‌المللی تمرکز دارد برمی گزینند.

موسسات و آموزشگاه‌های بازرگانی در حال حاضر مدیریت ارشد کسب و کار (MBA) را در دوره‌های آموزشی تمام وقت، پاره وقت، کاربردی و از راه دور ارایه می‌دهند.

تاریخچه

اولین مقطع کارشناسی ارشد کسب و کار در ایالات متحده، در مدرسه کسب و کار تاک (Tuck School of Business)، قسمتی از کالج دارتموث (Dartmouth College)، دایر شد.[۱] تاریخ تأسیس آن به ۱۹۰۰ بر می‌گردد، در حالی که مدرسه تاک اولین مدرسه‌ای بود که مدرک کارشناسی ارشد در علوم تجاری به خصوص کارشناسی ارشد بازرگانی، مولد MBA، اعطا می‌کرد. در ۱۹۰۸ دانشگاه هاروارد (Harvard University) مدرسه مدیریت کسب و کار را برای مقطع کارشناسی ارشد تأسیس کرد؛ که در این مدرسه برای اولین بار در جهان دوره MBA با ۱۵ عضو هیئت علمی به علاوه ۳۳ دانشجوی عادی و ۴۷ دانشجوی خاص ارائه می‌شد.[۲] در سال ۱۹۴۳ مدرسه کسب و کار دانشگاه شیکاگو بوث (University of Chicago Booth School of Business)، اولین دانشگاهی بود که به کارکنان حرفه‌ای، مدیریت کسب و کار اجرایی را ارائه داد،[۳] که اولین پردیس دائمی در سه قاره (شهرهای شیکاگو، لندن و کشور سنگاپور) می‌باشد. این نوع از برنامه درسی امروزه نیز در بسیاری از مدارس ارائه می‌شود. در سال ۱۹۴۶، مدرسه مدیریت جهانی تاندربرد (Thunderbird School of Global Management) اولین مدرسه‌ای بود که MBA را با تمرکز بر روی مدیریت جهانی ارائه داد.[۴] در سال ۱۹۵۰ اولین مدرک MBA در خارج از ایالات متحده توسط مدرسه کسب و کار ریچارد آیوی (Richard Ivey School of Business) در دانشگاه وسترن انتاریو (The University of Western Ontario) در کشور کانادا اعطا شد.[۵] به دنبال آن در سال ۱۹۵۱ دانشگاه پرتوریا (University of Pretoria) در آفریقای جنوبی نیز این مدرک را اعطا کرد.[۶] در سال ۱۹۵۵ نیز مؤسسه مدیریت کسب و کار کراچی (Institute of Business Administration, Karachi)، تأسیس شده تحت نظر دانشگاه کراچی (University of Karachi) در پاکستان، با همکاری مدرسه وارتون دانشگاه پنسیلوانیا (Wharton School of the University of Pennsylvania) به عنوان اولین مدرسه کسب و کار آسیایی، مدرک MBA را به مدل ایالات متحده ارائه کرد.[۷] در سال ۱۹۵۷ اینسید (INSEAD) اولین مدرسه کسب و کار اروپایی بود که برنامه درسی MBA را اجرا کرد.[۸] در ۱۹۸۶، مدرسه کارشناسی ارشد کسب و کار «روی ای. کرامر» (Roy E. Crummer Graduate School of Business) در کالج رولینز (Rollins College) در فلوریدا اولین دوره MBA را ارائه کرد که همهٔ دانشجویان باید در کلاس درس به همراه خود لپ تاپ می‌داشتند. استادان، دفعه اول در کلاس درس، لپ تاپ‌ها را برای دانشجویان می‌آوردند.[۹] مدرک MBA در سراسر جهان توسط دانشگاه‌ها به تصویب رسیده، و همچنین این دوره هم برای کشورهای توسعه یافته و هم برای کشورهای در حال توسعه در دانشگاه‌ها مصوب شده است.[۱۰]

هدف اصلی مدیریت ارشد کسب و کار

هدف اصلی مدیریت ارشد کسب و کار (MBA) پذیرش فارغ التحصیلان دوره‌های کارشناسی در رشته‌های مختلف (به خصوص رشته‌هایی غیر از مدیریت) و پرورش افرادی است که قادر باشند در زمینه‌های زیر انجام وظیفه نمایند:

  • اداره و راهبری مؤثر و کارآمد سازمان یا یکی از زیر مجموعه‌های آن
  • ایجاد تحول در یک بخش تخصصی سازمان
  • طراحی، هدایت و رهبری تحول در کل سازمان پس از کسب تجارب عملی در مدیریت
  • کارآفرینی با ایجاد فعالیت‌های جدید در درون سازمان و یا ایجاد سازمانهای جدید
  • ارائه خدمات مشاوره‌ای و مطالعاتی در زمینه‌های مدیریتی به مدیران سازمانها

منظور از کسب و کار یعنی کلیه عملیاتی که از تولید تا فروش و خدمات پس از فروش کالا یا خدمات را شامل می‌شود و به صورت مکرر اتفاق می‌افتد.

برای رشته مدیریت ارشد کسب و کار (MBA) حدود ۳۰ گرایش مختلف در کشورهای مختلف تعریف شده است. اما چهار گرایش اصلی این رشته که تقریباً در همه دانشگاه‌ها تدریس می‌شوند به شرح زیر است:

  1.  بازاریابی و مدیریت فروش (Marketing)
  2. مدیریت مالی و مدیریت موسسات مالی (Finance)
  3.  مدیریت تولید و سیستمهای تولید و پروژه (Operation)

امروزه مدیریت ارشد کسب و کار با گرایش‌هایی مانند تجارت الکترونیک و فناوری اطلاعات نیز ارائه می‌شود که نشان از انعطاف‌پذیری بالا و نیاز روزافزون به فارغ التحصیلان این رشته است.

تحصیلات تکمیلی

این رشته دوره تحصیلات تکمیلی رشته مدیریت بازرگانی است. به دلیل اشتباه در ترجمه عبارت Business به بازرگانی (در حالیکه ترجمه صحیح آن کسب و کار است) و عدم اطلاع از مباحث آموزشی دوره کارشناسی مدیریت کسب و کار (بازرگانی) و تقسیم نابجای این رشته به دو رشته در ایران (که در اصل هر دو یکی هستند، اما ملاحظات درآمدی و حرفه‌ای باعث این تفکیک شده) باعث این تصور اشتباه گردیده که این رشته جدا از رشته‌ای است که در دوره کارشناسی از آن به مدیریت بازرگانی یاد می‌شود و یا به اشتباه فرض می‌گردد که این رشته جدای از دیگر گرایش‌های مدیریت است. با اینحال مراجعه به سایتهای دانشگاه‌های برتر دنیا در زمینه کسب و کار (بازرگانی) نشان می‌دهد که این رشته چیزی غیر از رشته مدیریت بازرگانی می‌باشد. از سوی دیگر برخی دانشگاه‌ها و مؤسسات آموزشی ایران این رشته رابه مدیریت اجرایی ترجمه کرده‌اند که این مورد نیز صحیح نیست. چرا که رشتهٔ مدیریت اجرایی در واقع گرایش اجرایی این رشته در مقطع دکترا می‌باشد که به آن EMBA می‌گویند و مخفف عبارت EXEXCUTIVE Master of Business Administration است.

با همه این اوصاف افرادی که مدیریت ارشد کسب و کار (MBA) را به عنوان رشته تحصیلی خود در دوره تحصیلات تکمیلی انتخاب می‌کنند، حداقل دوره کارشناسی را در یکی از رشته‌های دانشگاهی گذرانده و با حوزه تخصصی دوره کارشناسی آشنائی پیدا کرده‌اند. این افراد پس از فراگرفتن دانش مدیریت و کسب تجارب مدیریتی، نیروهای ارزنده‌ای خواهند شد که می‌توانند با ترکیب دانش تخصصی و مدیریتی خود و کار در زمینه‌های بالا نقش مهمی در بهبود مدیریت جامعه و کار آفرینی ایفا نمایند. لازم به ذکر است آموزش دوره‌های مدیریت کسب و کار در آموزشگاه‌های آزاد نیز انجام می‌گردد. در چند سال اخیر سازمان فنی حرفه‌ای نیز مبادرت به برگزاری دوره‌های کاملاً عملی و کارگاهی مدیریت ارشد کسب و کار (MBA) نموده است.

زمینه‌های فعالیت فارغ التحصیلان مدیریت ارشد کسب و کار

فارغ التحصیلان این دوره با فراگیری دانش و فنون مدیریت قادر خواهند بود در زمینه‌های ذیل فعالیت نمایند:

  • اداره امور واحدهای ستادی سازمانهای تولیدی و اجتماعی در جهت کمک به مدیران این سازمانها برای اداره مؤثرتر سازمانهای خود
  • اداره و راهبری مؤثر و کارآمد یک سازمان یا یک بخش تخصصی از آن نظیر بخش‌های تولید، تحقیق و توسعه، مالی، فروش، پرسنلی و اطلاعات
  • ایجاد تحول در یک بخش تخصصی سازمان با تجدید تشکیلات، رویه‌ها و شیوه‌های اداری آن بخش
  • کارآفرینی در یک سازمان برای شروع فعالیت‌های جدید یا ایجاد و اداره سازمانهای جدید
  • طراحی تحول در کل یک سازمان و رهبری و هدایت تحولات کلی بعد از کسب تجربیات مدیریتی

ضرورت و اهمیت مدیریت ارشد کسب و کار

توسعه کشور و ارتقاء استاندارد زندگی در آن مستلزم بهبود و ارتقاء کیفیت مدیریت در سازمانهای اقتصادی و اجتماعی است. با بهبود مدیریت است که می‌توان بهره‌وری را افزایش داد و از ظرفیت‌ها و امکانات موجود کالا و خدمات بیشتری را تولید نمود و ظرفیت‌های زیادتری را بوجود آورد.

بهبود مدیریت نیز مستلزم آگاهی و تسلط به دانش مدیریت است. امروزه مدیریت به عنوان یکی از شاخه‌های معرفت بشری پیشرفت زیادی نموده است و آموزش و تحقیق در زمینه آن گسترش فراوانی یافته است. باتوجه به اهمیت مدیریت در رشد و ارتقاء سازمانها و جوامع، نظامهای آموزش عالی کشورها آموزش و تحقیق در حوزه مدیریت را از نظر کیفی و کمی به سرعت توسعه داده‌اند.

یکی از زمینه‌های بارز توسعه آموزش مدیریت ایجاد رشته کارشناسی ارشد مدیریت سازمان (MBA) در کشورهای مختلف جهان است. این رشته به سرعت نخست در آمریکا و کشورهای صنعتی و سپس در کشورهای در حال توسعه موفق، گسترش یافته است.

همانطوریکه قبلاً ذکر شد، فارغ التحصیلان دوره‌های کارشناسی و مخصوصا فارغ التحصیلان دوره‌های فنی و مهندسی وارد این دوره شده و در یک آموزش فشرده و پرکار به فراگیری دانش و فنون مدیریت می‌پردازند. ترکیب دانش تخصصی دوره کارشناسی و آگاهی و تسلط به دانش و فنون مدیریت در دوره کارشناسی ارشد، از فارغ التحصیلان این دوره مدیران کارآمد و مؤثری می‌سازد که در افزایش کارآیی و رشد سازمانهای اقتصادی - اجتماعی تأثیر بسزایی دارند. به خاطر کسب همین توانایی هاست که در سه دهه اخیر دوره‌های مدیریت ارشد کسب و کار (MBA) در کشورهای مختلف جهان به سرعت گسترش یافته و تنها در کشور آمریکا حدود ۷۰۰ موسسه آموزش عالی دوره مدیریت ارشد کسب و کار (MBA) ارائه می‌دهند.


برچسب‌ها: مدیریت ارشد کسب و کار, MBA, Master of Business Administration
ادامه مطلب
+ نوشته شده در دوشنبه هفتم مهر 1393ساعت 15:19 توسط علیرضا بیاتی |

تا کنون چند بار اتفاق افتاده است که در اوج عصبانیت مدام به خود یادآور شوید که «آیا همیشه حق با مشتری است»؟ این شعاری است که هر خرده‌فروش تازه کار با آن روبه‌رو شده و به‌گونه‌ای به ناخودآگاه کسب‌وکارهای مستقر هم راه پیدا کرده است. مساله اینجاست که همیشه حق با مشتری نیست و باوری جز این می‌تواند خدمت رسانی ناشایستی برای شما، کارمندانتان و مشتری در بر داشته باشد. موارد زیر شواهدی بر این باور است:

 1- مشتریان نامعقول منابع محدود شما را فرسوده می‌کنند. شما فقط منابع محدودی در اختیار دارید؛ تعداد نامتناسبی از آنان را به مشتریانی که مرتبا دردسرساز هستند، تخصیص ندهید. شما زمان قابل توجه، پول و انرژی که دارید برای خدمت به مشتری یا کسب‌وکار فدا می‌کنید و یک مشتری یا ارباب رجوع نامعقول می‌تواند قسمت زیادی از آن را بی ارزش کند. اگر شما تمام سعی خود را کرده‌اید که دادخواهی خود را بیان کنید و مشتری هنوز هم راضی به نظر نمی‌رسد، وقت این است که از آن مشتری صرف‌نظر کنید. از منابع خود در جهت بیان نگرانی‌های مشتریانی استفاده کنید که تمایل دارند با گفت و شنودی معقولانه به شما متعهد شوند.

 هنگامی که شما روی نیازهای مشتریان معقول خود متمرکز می‌شوید، ناخودآگاه سفیران وفادار نام تجاری خود را ایجاد می‌کنید. Peter Fader در کتاب «Customer Centricity»، صاحبان کسب‌وکار را به تمرکز روی مشتریانی که بیشترین اهمیت را دارند، تشویق می‌کند: «همه مشتریان شایستگی بهترین تلاش شرکت شما را ندارند و برخلاف گفته‌های قدیمی همیشه به‌طور قطع حق با مشتری نیست. چون در دنیایی که حول مشتری است، هم مشتریان خوب وجود دارند و هم دیگران.»


برچسب‌ها: حق, مشتری, کسب‌وکار
ادامه مطلب
+ نوشته شده در شنبه بیست و دوم شهریور 1393ساعت 11:34 توسط علیرضا بیاتی |

افراد جستجوگر نیز مشاغل پیچیده را ترجیح می دهند که نیاز به تفکر دارد و دارای صفات شخصیتی کنجکاو، دقیق، تحلیلگر، پیچیده، کناره گیر، منتقد و خوددار هستند و مشاغل مناسب این افراد عبارت از مشاغل علمی و پژوهشی، پزشکی و برخی از مشاغل مهندسی است. جالب است بدانید که اگر از شغلتان راضی نیستید یا با ویژگی های شخصیتی تان هماهنگی ندارد، دیگر آن «کار» به معنای «شغل» نیست بلکه فقط به معنای داشتن «کار و بار» و «حرفه» است. لزوم تناسب بین شغل و ویژگی های شخصیتی، بویژه در دهه های اخیر مورد توجه روانشناسان، کارفرمایان و حتی خود کارجویان قرار گرفته است. به باور بسیاری از روانشناسان، اگر شخصیت افراد و نوع شغل آنان با هم متناسب باشد، رضایت شغلی به بالاترین حد می­­رسد که منجر به افزایش بهره وری می شود.

هر اندازه که افراد شاغل در یک سازمان از شغل خود رضایت داشته باشند، به همان اندازه برای سازمان در رسیدن به اهداف خود مفیدتر خواهند بود. يك روانشناس صنعتی و سازمانی و مشاور شغلی در این باره می گوید: زمانی می توان گفت فرد دارای شغل است که شخصیت وی با کاری که انجام می دهد تناسب داشته باشد. به عنوان مثال فردی با تیپ شخصیتی برونگرا در محیطی که بتواند به دیگران کمک کند، در ارتباطات اجتماعی شرکت داشته باشد، به فعالیت های آموزشی ادامه دهد و کاری را انجام دهد که خدمت محور باشد، بهترین عملکرد را خواهد داشت و در واقع کار با ویژگی های شخصیتی او هماهنگ است و در این صورت می توان گفت فرد دارای شغل است، در غیر این صورت فرد دارای کار و بار یا حرفه است. در 17 تا 22 سالگی اغلب جوانان رویایی را درباره شغلشان می سازند، یعنی تصویری از خود در دنیای بزرگسالی که تصمیم گیری آنها را هدایت می کند.

 رویای اغلب زنان شغل گرا، رویای دو نیم شده است که در آن هم ازدواج و هم شغل برجسته دارند و همچنین خود را بر حسب روابط با همسر، فرزندان و همکاران توصیف می کنند، درحالیکه رویای مردان معمولا فردگرایانه تر است و افراد مهم مخصوصا همسر را پشتیبان مهمی برای هدف های خود در نظر می گیرند.


برچسب‌ها: تفاوت, شغل, کار
ادامه مطلب
+ نوشته شده در شنبه یکم شهریور 1393ساعت 15:13 توسط علیرضا بیاتی |

کن رابینسون، که از بزرگ‌ترین تحلیل‌گران حوزه آموزش در جهان بوده و به دولت‌های مختلف در این‌باره کمک کرده است، یکی از سخنرانی خود را (در مجموعه TED) این گونه آغاز می‌کند:

 من در حوزه آموزش کار می‌کنم. آموزش برایم جذاب است و فکر می‌کنم برای همه هم به نوعی جذاب باشد! این را وقتی می‌فهمم که در مهمانی‌ها، عکس‌العمل مثبت دیگران را می‌بینم. چرا آموزش برای ما جذاب است؟ شاید برای اینکه آموزش قرار است کمک کند تا به دنیای بهتر و بزرگتری برویم. دنیایی که الان هنوز شکل نگرفته و به آن دسترسی نداریم. دانش آموز مدرسه‌ای امروز قرار است حدود ۵۰ سال بعد بازنشسته شود. ما هیچ ایده‌ای نسبت به آن زمان نداریم. نسبت به اینکه دنیا در آن موقع چگونه خواهد بود و مردم چگونه زندگی خواهند کرد.

ما تلاش می‌کنیم با دانسته‌های امروز خود، فرزندانمان را برای دنیایی که نمی‌شناسیم آماده کنیم! کن رابینسون، صحبت‌های خود را اینگونه ادامه می‌دهد که: خلاقیت چیزی شبیه سواد است. نداشتن خلاقیت با بیسواد بودن فرقی ندارد. البته فرزندان ما خلاق به دنیا می‌آیند. این ما هستیم که خلاقیت را در آنها از بین می‌بریم.

شاید همه‌ی شما داستان آن دختر شش ساله‌ای را شنیده باشید که داشت نقاشی می‌کشید. معلم پرسید:

 چه کار می‌کنی؟

دانش آموز گفت: دارم تصویر خدا را می‌دانم.

معلم گفت: هیچکس نمی‌داند خدا چه شکلی است!

دانش آموز گفت: تا یک دقیقه دیگر که نقاشی من تمام شود، همه می‌فهمند!

کودکان از اشتباه کردن نمی‌ترسند. این ما هستیم که آنها را در چارچوبهای مختلف قرار می‌دهیم و از اشتباه کردن می‌ترسانیم. البته منظور من این نیست که هر کس اشتباه کند، خلاق است. اما باید قبول کنیم که اگر آماده خطا کردن و پذیرش خطاها نباشیم، نمی‌توانیم خلاق بشویم. ما به تدریج که بزرگتر می‌شویم، ظرفیت خطا کردن و ظرفیت پذیرش خطای دیگران را از دست می‌دهیم. سیستم آموزشی هم به ما می‌آموزد که اشتباه کردن، بدترین کاری است که تو می‌توانی انجام بدهی. پیکاسو جمله معروفی دارد که می‌گوید: همه بچه‌ها هنرمند به دنیا می‌آیند. مسئله این است که چه کنیم تا آنها وقتی بزرگ شدند هنرمند باقی بمانند؟


برچسب‌ها: نظام آموزشی, خلاقیت, شعبانعلی, متمم
ادامه مطلب
+ نوشته شده در یکشنبه نوزدهم مرداد 1393ساعت 8:9 توسط علیرضا بیاتی |

قطار پیشرفت،‌ یک بار دیگر، سرعتش را کند کرده است. مراقب باشیم تا این بار از «ایستگاه توسعه» بازنمانیم. مقدمه‌ی صفر آنچه اینجا می‌نویسم، یک نظریه علمی نیست. صرفاً یک گزارش تحلیلی است. گزارش تحلیلی از آنجا که «گزارش» است، از موقعیت و نقطه‌ی استقرار گزارشگر رنگ می‌گیرد و از آنجا که «تحلیلی» است، خواسته یا ناخواسته، به ظرفیت ظرف تفکر گزارشگر، محدود می‌شود. این گزارش، امروز یک «گزارش خبری» محسوب نمی‌شود. چرا که «خبر»، به ذات خبر بودن، از آنچه «قبلاً روی داده‌ است» سخن می‌گوید. اما باور نویسنده بر آن است که چیزی شبیه این «گزارش تحلیلی» را باید دیر یا زود، طی سالهای آتی، در قالب «گزارش خبری» در رسانه‌ها بخوانیم. مقدمه اول سالهای دانشجویی، در یک شرکت خارجی در ایران کار می‌کردم که به بازرگانی مشغول بود. قراردادهای بزرگ و پول‌های کلان. آن روزها هنوز اینترنت به شکل امروز رواج نداشت. فاکس هم خود، هنوز پدیده‌ای بود. شرکت ما، نماینده‌ی ده‌ها شرکت بزرگ بود. حاصل عمر یک نماینده بازرگانی در آن روزگار، یک دفترچه تلفن بود که در آن آدرس و شماره تماس افراد کلیدی شرکت‌ها نوشته شده بود. به تدریج و به ندرت، گاهی آدرس ایمیل‌ هم به برخی اسامی افزوده می‌شد.‌ آن سالها،‌ هنر یک بازرگان، به مخفی کردن اطلاعاتش بود. همراه خریدار،‌ در تمام جلسات مذاکره حاضر می‌شد و گفتگو می‌کرد و مراقب بود که در سفرهای خارجی، کارشناسان یا مدیران، به صورت خصوصی با کارکنان شرکت‌های خارجی هم‌کلام نشوند، تماس‌ها محدود باشد، شماره‌های تماس روی پرونده‌ها، با لاک پوشانده شود. و اگر کارت ویزیت رد و بدل می‌شود ترجیحاً کلی و فاقد اطلاعات جزئی تماس باشد. در آن روزگار، اگر می‌خواستی بدانی یک شرکت فرانسوی،‌ به شرکت مشابه شما در روسیه، چه پیشنهاد قیمتی می‌دهد،‌ چاره‌ای نبود جز آنکه یا به روسیه بروی و درخواست را از آنجا ارسال کنی یا آشنایی در روسیه بیابی. به این نوع کسب و کارها، Trade-House می‌گفتند. شبیه همین تجارتخانه‌های قدیمی اما کمی مدرن‌تر. روزی که آن شرکت غیرفعال شد را خوب یادم هست. مدیرعامل به من می‌گفت: فکر نمی‌کردیم، اینترنت، اینچنین بازار ما را به هم بریزد. این روزها، همه آدرس یکدیگر را دارند. به سرعت، به هزار روش، به نام‌های مختلف، استعلام قیمت می‌گیرند. مشتری که قبلاً شکایت شرکت خارجی را عاجزانه به ما می‌کرد، شکایت ما را آمرانه به شریک خارجی مان می‌کند. برای نوشتن دفترچه تلفنی که من در بیست سال جمع کرده‌ام،‌ شاید کمی بیشتر از یک هفته زمان،‌ لازم باشد. مقدمه دوم به نظر می‌رسد بازی توسعه، همواره بین «فن‌آوری» و «فکرآوری» در نوسان است. در مقطعی از زمان، دغدغه‌ی بشر، ابزار ساختن بود، ابزار حکاکی، ابزار شکار، ابزار حرکت، ابزار تراشیدن و خرد کردن سنگ، چرخ به عنوان ابزار حرکت. پس از مدتی استفاده بیشتر و بهتر از آن ابزار دغدغه‌اش شد. حالا «فکرآوری» اولویت داشت. چه چیزی را حکاکی کند؟ بر روی کدام دیوار؟ کدام حیوان را شکار کند؟ با چرخ‌های ساخته‌ شده، کالاهای خود را به سمت کدام سرزمین حمل کند؟ با سنگ‌های تراشیده، کاخ بسازد یا معبد؟ نوسان بین «فن‌آوری» و «فکرآوری»، همواره در تاریخ بشر دیده می‌شود. گاهی «فن‌آوری» جلوتر بوده و گاهی «فکرآوری». اگر چه هر یک جلوتر افتاده،‌ به ناچار ایستاده است تا دیگری به پایش برسد و مسیر را در مجاورت یکدیگر ادامه دهند. آنها که در فضای دیجیتال کار و زندگی کرده‌اند، خوب به خاطر دارند که نخستین نسل وب، چیزی از جنس «فن‌آوری» بود و نسل بعد که به «وب دو» معروف شد، بیشتر از فن‌آوری به مدل فکری و ذهنی جدید تاکید داشت. مفاهیمی مانند مشارکت کاربران و بازخورد گرفتن و شبکه‌های اجتماعی و سایر ایده‌های مشابه.
برچسب‌ها: فرصت تاریخی, ایرانی, قطار پیشرفت, فن‌آوری, فکرآوری
ادامه مطلب
+ نوشته شده در یکشنبه بیست و نهم تیر 1393ساعت 8:3 توسط علیرضا بیاتی |

 روزی کلاه فروشی  از جنگلی می گذشت. تصمیم گرفت زیر درخت مدتی استراحت کند.
کلاه ها را کنار گذاشت و خوابید. وقتی بیدار شد متوجه شد که کلاه ها نیست . بالای سرش را نگاه کرد . تعدادی میمون را دید که کلاه ها را برداشته اند.
فکر کرد که چگونه کلاه ها را پس بگیرد. در حال فکر کردن سرش را خاراند و دید که میمون ها همین کار را کردند. او کلاه را ازسرش برداشت و دید که میمون ها هم از او تقلید کردند. به فکرش رسید… که کلاه خود را روی زمین پرت کند. لذا این کار را کرد. میمونها هم کلاهها را بطرف زمین پرت کردند. او همه کلاه ها را جمع کرد و روانه شهر شد.
سالهای بعد نوه او هم کلاه فروش شد. پدر بزرگ این داستان را برای نوه اش تعریف کرد و تاکید کرد که اگر چنین وضعی برایش پیش آمد چگونه برخورد کند. یک روز که او از همان جنگل گذشت در زیردرختی استراحت کرد و همان قضیه برایش اتفاق افتاد.
او شروع به خاراندن سرش کرد. میمون ها هم همان کار را کردند. او کلاهش را برداشت,میمون ها هم این کار را کردند. نهایتا کلاهش را بر روی زمین انداخت. ولی میمون ها این کار را نکردند.
یکی از میمون ها از درخت پایین آمد و کلاه را از روی زمین برداشت و خطاب به او گفت : فکر می کنی فقط خودت پدر بزرگ داری؟!
 


نکته مدیریتی: یکی از بزرگ ترین اشتباهی که عمدتاً مدیران جوان می کنند این است که فکر می کنند فقط خودشان فکر می کنند. فکر می کنند ایده های نو ، فقط سراغ آنها می آید. فکر می کنند فقط خودشان تجریه می اندوزند ، فکر می کنند خودشان عقل کل هستند و رقبا ، یک عده مجسمه فاقد شعورند و به راحتی می توان آنها را شکست داد!
شما این اشتباه را مرتکب نشوید.
منبع : پول نیوز

برچسب‌ها: مدیر, مدیریت, رقابت
+ نوشته شده در شنبه بیست و یکم تیر 1393ساعت 12:56 توسط علیرضا بیاتی |

  • داگلاس یاکولا، معاون ارشد بخش خدمات «بازیابی و دگرگونی» موسسه مک‌کینزی که به مدت 20 سال برنامه‌های بازیابی و توسعه را در این موسسه اداره کرده، می‌گوید «حتی مدیران خوب هم ممکن است، نشانه‌های اولیه یک دردسر را تشخیص ندهند. اولین قدم این است که اعتراف کنید مشکلی وجود دارد.» او در این مقاله روش‌های مدیریت بحران را توضیح داده است. یاکولا ابتدا شرکت‌های بحران‌زده را با مثال قورباغه‌ای که داخل آب خنکی قرار گرفته که به تدریج در حال گرم شدن است و به آن توجه نمی‌کند تا کار از کار گذشته و دیگر نمی‌تواند از آب داغ شده بیرون بپرد، مقایسه می‌کند و می‌گوید «من این موضوع را تجربه کرده‌ام.» یاکولا که نزدیک به 2 دهه امور بازیابی و توسعه را مدیریت کرده یا مدیر مالی بیش از ده‌ها موقعیت تحولی در کسب‌وکارها بوده، مستقیما شاهد بوده که مدیران چگونه بدون درک اینکه موقعیت‌شان رو به وخامت است، به دام یک بحران می‌افتند. «آنها مدیران بدی نیستند، اما معمولا تحت مجموعه الگوهایی کار می‌کنند که دیگر کابردی ندارند و اجازه می‌دهند قدرت سکون آنها را تحت کنترل بگیرد.» این مدیران اگر نفهمند که در حال رویارویی با یک بحران هستند، نخواهند دانست که باید تغییر و تحولی را در پیش بگیرند. او همچنین داستان‌های زیادی از حسرت مدیران را در این زمینه شنیده است: گاهی اوقات مدیران، بحرانی بودن شرایط خود را دست کم می‌گیرند یا سراغ داده‌های اشتباه می‌روند.

  •  برخی دیگر از مدیران به سرمایه ارزان دسترسی راحت داشته‌اند و به‌رغم عملکرد ضعیف در مسیر مانده‌اند. برخی از آنها هم برای بازدهی سرمایه کوتاه‌مدت تا حدی تحت فشار قرار گرفته‌اند که مجبور شدند سلامت بلندمدت شرکت خود را نادیده بگیرند. در میان آنها مدیرانی که به عقب برمی‌گردند تا برنامه‌های خود را بی‌طرفانه بازبینی کنند، بسیار کمیابند. آنها می‌پرسند «آیا این همان اتفاقی است که در ابتدای مسیر مدیریت انتظار داشتم رخ دهد؟» از نظر یاکولا این مشکل مهمی است، چون اعتراف به اینکه طرح شما موثر واقع نشده، اولین قدم ضروری است. یاکولا 10 روشی را که شرکت‌های عقب مانده در مسیر تحول به آن نیاز دارند، معرفی کرده است:
  1.  دیدگاه‌های قبلی خود را در مورد یک شرکت بحران‌زده دور بریزید
  2. خودتان را به انتقاد از طرح‌تان مجبور کنید
  3.  از هیات‌مدیره انتظار بیشتری داشته‌باشید
  4.  بر نقدینگی متمرکز شوید
  5.  یک داستان تغییر بزرگ ایجاد کنید
  6.  با هر تحولی مثل بحران رفتار کنید
  7. با اقدامات کوتاه‌مدت، شرایط پذیرش تغییر را ایجاد کنید
  8.  طرح‌های تشویقی قدیمی را دور بریزید
  9.  یک یا دو عضو ارشد را تغییر دهید
  10.  افراد بااستعداد را پیدا یا حفظ کنید

برچسب‌ها: مدیریت, بحران, تحول, رهنمود, شرکت‌
ادامه مطلب
+ نوشته شده در یکشنبه پانزدهم تیر 1393ساعت 12:17 توسط علیرضا بیاتی |

مطالب قدیمی‌تر