تبليغاتX
مدیریت اجرایی

 

حضرت علي (ع) :  گذشته عمر تو رفته است و باقي مانده‌ي آن محل ترديد است، پس زماني را كه در آن به سر مي‌بري براي كار و عمل غنيمت شمار

 ما پارکينسون را بيشتر به عنوانِ يک بيماري مي شناسيم،  اما پاركينسون، نامِ يك قانون مهم در روان شناسي و مديريت هم هست. البته بين قانون پارکينسون و بيماري پارکينسون ارتباطي وجود ندارد. بد نيست بدانيد، هر دوي اين ها، به افتخار کاشفان شان، نام گذاري شده است.

در سال 1958 نويسنده انگليسي، سي نورتکوت پارکينسون  کتاب طنزي در توصيف رفتار انسان نوشت. چکيده نظريه ي او، اين بود:

" مدت زمان انجام یک کار، به اندازه زمانی که برای آن کار تخصیص داده شود افزایش می یابد."

یا به عبارت دیگر کارها تا وقتي ادامه پيدا مي کنند که زمانِ در اختيارشان را پر کنند.  قانون پارکينسون به شکلي حيرت انگيزي صحيح است. اين قانون مي گويد، معمولا افراد تمايل دارند تا كاري كه به آن ها محول شده، تا آن جايي كه امكان دارد، (مثلا تا پايان تاريخي كه از قبل تعيين شده)، به تعويق بياندازد. به زبانِ ساده، قانون پارکينسون مي گويد کار به اندازه ي زمان در دسترس ادامه مي يابد واین گستردگی به میزان و ماهیت کار ارتباط چندانی ندارد.

پارکینسون نظر جالب دیگری هم دارد که علت گسترش بی رویه بوروکراسی در سازمانها  را بیان می‌کند. از دید وی بوروکراسی ها بدون آن که اهدافشان توسعه یابد خود گسترده می شوند. پارکینسون «تمایل مدیران به داشتن مرئوسان بیشتر» را انگیزه گسترش بوروکراسی‌ها می‌داند که در نتیجه موجب افزایش کارکنان و ایجاد فعالیت های کاذب و تکراری و رشد بی رویه ی بوروکراسی ها می گردد.

يک مثال براي درک بهتر: قانون پارکينسون مي گويد اگر براي انجام کاری مانند رنگ کردن منزلتان يک هفته وقت لازم باشد و شما براي انجام این کار دو هفته وقت داشته باشید، شما به اندازه ي دو هفته برايش وقت صرف مي کنيد. يعني شما کار را در پايان آن دو هفته به اتمام مي رسانيد گرچه يک هفته کافي بوده است. (نگوييد نه، اين گونه نيست. همه ما استاد درس خواندن در شب امتحان و کارهای دقیقه نودی هستیم. )

علت تمایل انسان به قانون پارکینسون :  يكي از دلايلي كه روان شناسان براي اين موضوع ذكر مي كنند، اين است كه انجام زودتر از موعد يك فعاليت معمولا پاداشي به همراه ندارد، اما ممكن است باعث شود تا مسئوليت ديگري به فرد داده شود. بنابراين گذراندن و اتلاف زمان براي انجام فعاليت به سود فرد است، زيرا فشار كاري كمتري به او وارد مي شود. در پروژه هاي پيمان كاري، ممكن است اعلام اين كه پروژه زودتر از موعد پايان يافته، باعث شود تا سود حاصل از انجام كار كاهش يابد. از موارد ديگري كه باعث وقوع قانون پاركينسون مي شود، اين است كه در صورت انجام سريع تر كارها، ممكن است گفته شود، تخمين زماني غلط بوده است.

اثرات قانون پارکینسون : با اینکه افراد و سازمان ها به طور طبيعي به اين قانون گرايش دارند، اما قانون پاركينسون اثرات منفي زيادي را ایجاد می کند و اجتناب از آن باعث افزایش کارآیی در زندگی افراد و سازمانها می گردد. اين قانون باعث اتلاف وقت و ايجاد اضطراب و دلهره در فرد و سازمان مي گردد، كه نتيجه ي نهايي آن به تعويق افتادن پروژه ها و در مواردي كه محدوديت زماني شديد وجود دارد، كاسته شدن از كيفيتِ نتيجه كار است.

روشها اجتناب از قانون پارکینسون :  براي پرهيز از اثرات منفي ناشي از اين قانون، نيازمند آموزش و اجراي برنامه هاي خاص در زندگی و سازمان هستيم.  مديريت زمان راهکاری مناسب برای استفاده ی درست از زمان است. برنامه ریزی صحیح و مقید ماندن به برنامه ریزی انجام شده از ابزارهای دیگر در دسترس می باشد. همچنین در برنامه ریزی ها، اهداف باید چالش برانگیز انتخاب شود. به بیان دیگر همیشه بهتر است طوری زمانبندی کرد که مدت زمانی که برای هر کار اختصاص می دهیم همیشه کمی کمتر از بهترین زمانی باشد که در گذشته از عهده کار مشابه آن برآمده ایم و همین طور لازم است این اطمینان خاطر را هم داشته باشیم که می توانیم آن کار را در زمان تعیین شده به انجام برسانیم.

در سازمانها مسوولان برنامه ریزی باید دقت ‌کنند که زمان‌دهی فعالیت‌ها و پروژه ها به‌گونه‌ای انجام ‌شود که افراد با حفظ رابطه‌ی بین کیفیت، زمان و هزینه، با بهره‌وری لازم فعالیت را انجام ‌دهند. همچنین مي توان افراد و يا گروه هايي را كه فعاليت محوله را زودتر از موعد مقرر انجام داده اند، را تشويق كرد.

 

+ نوشته شده در سه شنبه سیزدهم دی 1390ساعت 9:20 توسط علیرضا بیاتی |

حضرت على(ع) می فرماید:

 (من اشتغل بغیر المهم ضیّع الاهم ّ

هر کس به کار غیر مهم مشغول شود, کار مهم تر را تباه و ضایع مى سازد).

 

اگر به شما بگويم که این امکان را دارید تا از طریق متمركز نمودن وقت و انرژي‌تان بر انجام برخي از كارهايي كه هم‌اکنون نیز در حال انجامشان هستید، زندگي خود را به طرز شگفت‌انگیزی متحول کنید و نتایج بهتری بگیرید، چه خواهیدگفت؟

 بله اين موضوع حقيقت دارد و بر پايه قانون شناخته شده‌اي بنا شده است كه بيش از يك قرن قدمت دارد. قانون بسیار ساده ای که همه ما آنرا تجربه کرده‌ایم و به نام  قانون پارتو معروف شده است.

قاعده پارتو یا 20/80 بدین معنا است که در هر کاری، بخش کوچکی (20 درصد) دارای اهمیت حیاتی و بخش بزرگی (80 درصد) کم اهمیت و یا دارای اهمیت ناچیز است.  

 قانون پارتو يكي از مفیدترین مفاهیم موجود در زمینه مدیریت و زندگی است.  اگر به زندگي شخصي خود توجه كنيد، به اين نكته مي رسيد كه۸۰ درصد موفقیت مربوط به ۲۰ درصد فعالیت شماست. این قانون در مورد محصولات هم صدق مي‌كند. خيلي از شركت‌ها محصولات زيادي ارائه مي‌دهند؛ اما اگر تحليل نمايند، متوجه خواهند شد كه بخش اعظم سودشان حاصل فروش تعداد محدودی از تولیداتشان است که دارای بيشترين فروش يا بيشترين ارزش افزوده هستند. این قانون 20/80 براي نتايج منفي هم صادق است. به‌طور مثال حدود 20 درصد مجرمين 80 درصد جرائم را مرتكب مي‌شوند. 80 درصد برگشتی‌های ما ناشی از 20 درصد قطعات معیوب است.

قاعده کلی ۲۰ به۸۰ میتواند به عنوان یک اصل طلايي در خدمت شما باشد و هر روز یادآور شود که ۸۰ درصد زمان و انرژی خود را بر۲۰ درصد آنچه واقعا مهم است متمرکز کنید. بدین منظور قبل از شروع هر کاری از خود بپرسید: آیا این کار در زمره بیست درصد مهم است یا هشتاد درصد کم اهمیت؟

 لحظه‌اي فكر كنيد تا دريابيد قانون 20/80 چطور در زندگي كاري شما اجرا مي‌شود. بررسي كنيد و ببينيد ثمربخش‌ترين فعاليتي كه در طول يك هفته كاري انجام مي‌دهيد، چيست؟ حالا تخمين بزنيد كه حقيقتا چقدر زمان صرف انجام آن فعاليت مي‌كنيد. مفاهيم قانون 20/80 ساده هستند. اگر شما بتوانيد زمان بيشتري را صرف آن20 درصد فعاليت‌هاي كليدي بكنيد، بازده بسيار بيشتري خواهيد داشت. البته در خصوص موارد منفی نیز باید مراقب عمل این قانون باشید. 80 درصد اوقات ما گرايش داريم مترصد اموري باشيم كه خوب كار نمي‌كنند؛ اما تمركز روي اموري كه به خوبي انجام مي‌دهيم كليد سرعت بخشيدن به پيشرفت است. پس چه بهتر كه 80 درصد افكار خود را بر روي نقاط قوت خود يعني آنچه كه در زندگي شما خوب كار مي‌كند و آنچه كه در آن پتانسيل خوبي داريد، متمركز نماييم.

قانون 20/80 را در محيط كاري خود نیز مي‌توانيد به كار بنديد. آيا وسايل و ابزاری را كه 80 درصد مواقع لازم داريد، در دسترستان هستند يا اينكه ميز شما انباري است از وسايلي كه كمتر از 20 درصد اوقات استفاده مي‌كنيد؟ پس وسايلتان را براساس نيازتان مرتب كنيد.

فرآيند اجراي قانون 20/80 نيز به همين سادگي است: آن 20 درصد فعاليت با ارزش خود را شناسايي كرده و بيشتر انجام دهيد. بنابراین، تکرار مي‌کنم : «آن 20 درصد فعاليت‌های با ارزش خود را شناسايي كرده و آنها را بيشتر انجام دهيد.»

این اصل می تواند بعنوان یک یادآوری روزانه در خدمت ما باشد و به ما یادآور شود که 80 درصد زمان و انرژی خود را بر 20 درصد آنچه واقعاً مهم است، متمرکز کنیم.

تنها هوشمندانه کار نکنیم، بلکه هوشمندانه بر روی چیزهای درست و مهم کار کنیم.

+ نوشته شده در سه شنبه سیزدهم دی 1390ساعت 9:18 توسط علیرضا بیاتی |

 

پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله و سلم):

مدت زندگاني محدوده است و هيچ كس از عمري كه برايش مقدر است، هرگز فراتر نمي‌رود. پس، پيش از آن كه عمر به سرآيد، بشتابيد.

 

وقتي بگذار براي كار، كه آن بهاي موفقيت است.
وقتي بگذار براي خانواده، زيرا بهاي آرامش است.
وقتي بگذار براي بازي با فرزندان، زيرا عامل دلبستگي، تربيت و آرامش است.
وقتي بگذار براي انس با طبيعت، زيرا سرچشمه حيات و تفريح سالم است.
وقتي بگذار براي خواب و استراحت، زيرا ايستگاه تجديد قواست.
وقتي بگذار براي خدمت به مردم، زيرا راهي به سوي خوشبختي است.
وقتي بگذار براي گريستن به درگاه خدا، زيرا عامل صفا بخشيدن روح است.
وقتي بگذار براي معاشرت با شايستگان، زيرا معدن ادب و درس‌آموزي است.
وقتي بگذار براي نظافت، زيرا عامل بهروزي شخصيت و شادكامي است.
وقتي بگذار براي انديشيدن، كه آن منبع قدرت و نيروست.
وقتي بگذار براي ورزش و تفريح، كه آن منبع جواني جاوداني است.
وقتي بگذار براي مطالعه، كه آن زير بناي خردمندي و فرزانگي است.
وقتي بگذار براي نماز، كه آن سرچشمه بيشترين توان‌ها و نيروها در زمين است.
وقتي بگذار براي مهر ورزيدن و محبوبيت؛ كه ايمان؛ چيزي جز عشق به خوبي‌ها و نفرت از بدي‌ها نيست.
وقتي بگذار براي دوستي‌هاي پاك، كه آن شاهراه خوشبختي است.
وقتي بگذار براي خنده، كه آن بهترين روان كننده چرخ‌هاي زندگي است.
وقتي بگذار براي بخشش و ايثار، كه زندگي بسيار كوتاه‌تر از آن است كه بتوان خودخواه و خودپسند بود.
اما هرگز  براي بيهودگي، بي‌فايدگي و اتلاف عمر، وقت نگذار

+ نوشته شده در سه شنبه سیزدهم دی 1390ساعت 9:18 توسط علیرضا بیاتی |

چند وقت پیش مطلبی در خصوص شرکت سایپا برای ارائه در کلاس سازمانهای موفق تهیه کرده بودم.  در بخشی از آن به  تاریخچه سایپا و کلیاتی از فعالیت شرکت سایپا و شرکتهای خودروساز زیر مجموعه اش اشاره کرده بودم که مورد توجه دوستان قرار گرفت.

برای همین بد ندیدم این مطلب با دوستان به اشتراک گذاشته شود.

امیدوارم مورد توجه و استفاده دوستان قرار بگیرد.

 لینک دانلود پنجره ای رو به سایپا

+ نوشته شده در سه شنبه بیست و دوم آذر 1390ساعت 10:45 توسط علیرضا بیاتی |

  

آرم شرکت سایپا

نشان تجاری گروه سایپا را می توان یکی از زیباترین نشانهای تجاری شرکتهای ایرانی دانست . این آرم توسط  استاد مرتضی ممیز پدر هنر گرافیک ایران طراحی شده است .استاد مرتضي مميز با جستجو و کند و کاو در تمدن ايران زمين بلاخص فرم بناهاي آجري ايلخاني مراغه توانست از بطن اين نقوش نشان شرکت سايپا را طراحي نمايد. در این طرح مدرن ضمن توجه به جنبه های زیبایی شناختی طراحی، عناصر فرهنگي تاريخي مورد تاکید قرار گرفته و آرم شرکت سایپا با تاریخ چند هزار ساله پیوسته است.

توازن و تعادل فوق العاده آرم سایپا از خصیصه های بارز این نشان است. توازن ابعادي در طراحي زواياي 120 درجه و يال همسان و قابليت حجم پذيري از ويژگي نشان سايپا است. در نگاه اول اين نشان به شكل چرخ دنده كه نماد اصلي صنعت است خودنمايي مي كند و تحرك و چرخش حول محور مركزي تداعي مي گردد. گستردگي و جهاني شدن از جهت گيري يالها مشخص است و قرار گرفتن يكي از يالها به سمت بالا نشانگر رويكرد نهايي سازمان در همسو كردن استعدادها در جهت تعالي است. جهت گيري يالهاي محيطي به داخل نشانگر وروديهاي سه گانه سازمان (مواد اوليه - منابع انساني و  مالي ) است كه منجر به خروجيها در قالب يالهاي داخلي كه به سمت بيرون هستند (كه  نماينده  محصول – خدمات و بهره اقتصادي مي باشند ) مي گردد.

اخیرا مهندس پوستين دوز مدیرعامل گروه سایپا در مراسم تجليل ازاستاد مرتضي مميز اظهار داشت: مرحوم استاد مميز با خلق يك اثر هنري كه امروز تبديل به يك برند ملي و افتخار صنعت كشور شده حق بزرگي بر گردن گروه خودروسازي سايپا دارد. خودروهاي توليدي گروه سايپا در بسياري از كشورهاي جهان با آرمي تردد مي كنند كه برگرفته از نمادهاي تاريخي ايران اسلامي است و ما امروز افتخار مي كنيم كه در بين ده برند برتر كشور اين نشان و نماد ديده مي شود.
نشان تجاری شرکت سایپا

+ نوشته شده در سه شنبه بیست و دوم آذر 1390ساعت 7:9 توسط علیرضا بیاتی |

پس از مرگ جادوگر افشا شد
خبر درگذشت «استیو جابز»، جادوگر اپل، بدون شک یکی از مهم‌ترین اخباری بود که دوستداران فن‌آوری ‌اطلاعات نه‌تنها در ماهی که گذشت بلکه در یک‌سال اخیر، شنیدند.

آقای اپل در اثر متازتاز سرطان پانکراس دچار ایست تنفسی شد و در 56‌ سالگی درگذشت. او در طول 35‌سال فعالیت حرفه‌ای خود، همواره موفق بود و بی‌شک برای رسیدن به این موفقیت از رموزی استفاده مي‌کرد که شاید کمتر کسی از آن آگاه باشد. شاید به همین دلیل بود که پس از مرگ استیو جابز، تعداد بسياري پیام تسلیت از مردم دنیا که تحت تاثیر وی و نبوغش قرار گرفته بودند، مخابره و به اطرافیان وی ارسال شد.

امروز دیگر نام اپل در کنار استیو جابز و محصولات شگفت‌انگیزی با نشانه «i» از قبیل: iPhone، iPod iPad، iTunes، iMac، iBook، iAD، iOS و... شناخته مي‌شود و بسیارند کسانی که با جزئیات يا چگونگی و نحوه زندگی وی آشنایی داشته و مسائل مربوط به آن را دنبال مي‌کنند اما به نظر مي‌رسد صرف‌نظر از زندگینامه این مبدع و بنیانگذار اپل، آن‌چه بیشتر باید مورد توجه قرار گیرد، درس‌هایی است که استیو جابز مي‌تواند به هر فردی بدهد. «گای کاوازاکی» 52‌ساله که در بخش سرمایه‌گذاری در «سلیکون ولی» اشتغال دارد و در نخستین سال‌های شکل‌گیری اپل در جهت موفقیت این شرکت کمک‌های شایانی کرده، درپی درگذشت استیوجابز روی پروفایل خود در «گوگل پلاس» فهرستی از نکات رازآميزي را نوشته که مي‌گوید آن‌ها را در طول کار با جابز آموخته است. «کاوازاکی» که کار با استیو جابز را از 1983 آغاز کرد به مدت چهار سال همکاري نزدیکی با رئیس اپل داشت. اکنون وی این فهرست را تدوین کرده است تا هیچ یک از درس‌های جابز از بین نروند یا به دست فراموشی سپرده نشوند.


ادامه مطلب
+ نوشته شده در یکشنبه بیست و نهم آبان 1390ساعت 7:33 توسط علیرضا بیاتی |

چند روز پیش جوانی تراکت تبلیغات موسسه آموزشی را دستم داد که در آن نوشته شده بود انواع MBA: مینی، یک ساله، دوساله، دو مدرک همزمان، گرایشی و آمادگی برای دکترا همراه با آموزش آخرین تکنیک‌ها مانند SWOT، PEST، 7S ، 4P، 5F و غیره. برای دوستان آشنا با MBA شاید دشوار نباشد نظر خود را در این مورد بگویند.

اما برای بسیاری که MBA را به عنوان یکی از اهداف احتمالی آینده خود می‌بینند و آنچنان هم با آن آشنایی ندارند چطور؟ برای پاسخ به این پرسش کلی آن را به چند سوال تقسیم می‌کنیم. معرفی دوره MBA به طور ساده برای چه بود؟ دانشگاه‌های صاحب سبک در این رشته فعلا مشغول تدریس به چه سبکی هستند؟ ورودی‌ها و خروجی‌های آن چیست و چه باید باشند؟ کلا این وضعیت در کشور برای دانشجویان چگونه است؟
معرفی دوره MBA
جنبش MBA که مخفف Master of Business Administration است به طور بسیار خلاصه از ایالات متحده شروع و در ابتدا هم بیشتر برای آشنایی متقاضیان با پیشینه فنی و صنعتی با مباحث مدیریتی بود. این روند البته به تدریج تغییر كرد و اکنون افراد با ملیت‌ها و پیشینه‌های مختلف از هنر و حقوق تا پزشکی و پتروشیمی گرفته را می‌توان سر کلاس‌های MBA ملاقات کرد. از نظر مارتین پارکر استاد دانشگاه وارویک دوره‌های ارائه شده توسط دانشکده‌های مدیریت يا بازرگانی شامل MBA در حال حاضر به نوعی گاو شیرده دانشگاه‌ها هستند. توسعه و سوددهی آنها به خصوص در کشورهای آنگلوفون (مانند استرالیا، ایالات متحده، بریتانیا و کانادا) در ارائه و فروش مدارک مختلف و رنگ و وارنگ حتی باعث شده نظر دولت‌ها به دانشگاه‌ها از حالت صرف موسسه آموزشی به سمت دانشگاه به عنوان بنگاه اقتصادی یا Corporation و محلی برای تولید ثروت از طریق فروش دانش، مدرک و مهارت تغییر یابد. به علاوه از آنجا که ورشکستگی برای دانشگاه‌ها حتی در بدترین بحران‌های اقتصادی هم غیرمعمول به نظر می‌رسد نظر برخی در کشورهای آنگلوفون این است که بودجه دانشگاه می‌بایست به تدریج توسط خودش تامین شود تا دولت.


ادامه مطلب
+ نوشته شده در شنبه سی ام مهر 1390ساعت 8:42 توسط علیرضا بیاتی |

در کتاب "سرچشمه طلا – سه میمون پولساز" نوشته هوما ، نویسنده می گوید : " پس از 60 سال کار شبانه روز ، نوعی درک عمیق از حرکت بازار برنج را بدست آورده ام " . سپس می گوید : " وقتی همه در حال فروش هستند، همین سبب افزایش قیمت می شود و وقتی همه در حال خرید هستند همین سبب سقوط قیمت می شود." این جمله همان است که اکنون به عقیده مخالف شهرت دارد و ابزار مهم برای بسیاری معامله گران است را منعکس می کند. این کتاب در سال 1755 نوشته شد. بسیار شگفت انگیز است که ژاپنی ها در آن زمان با نظریه عقیده مخالف به معامله می پرداختند. عنوان کتاب مرا مدتی سرگشته کرد. من متوجه منظور "سه میمون" در عنوان کتاب نشدم. برخی از منابع ترجمه ی من ، معاملات موفق را با سه میمون که همه می شناسیم مانند کودکان نه زشت می شنوند ،نه زشت می بینند و نه زشت حرف می زنند ،مقایسه می کنند. عنوان کتاب سرچشمه طلا – سه میمون پولساز به این معنی است که معامله گران برای بدست آوردن سرچشمه طلا بایستی خصوصیات این سه میمون را داشته باشند . به خصوص :

1.        "زشت نمی بیند." -  زمانی که شما یک روند افزایشی (یا کاهشی) می بینید نبایستی بر آن سوار شوید ، به این مفهوم که دنبال فرصتی برای فروش (یا خرید) باشید.

در سرچشمه طلا ، می گوید که همیشه چرخشی بین یانگ (بازار افزایشی) و یین (بازار کاهشی) وجود دارد. به این معنی که درپس هر بازار افزایشی ، بازار کاهشی وجود دارد و در پس هر بازار کاهشی ، بازار افزایشی وجود دارد. این نظریه دلیلی است جهت اینکه چرا تکنیک شمع های ژاپنی تاکید زیادی بر الگوهای برگشتی نسبت به الگوهای دنباله دار دارد.

2.        "زشت نمی شنود". – زمانی که اخبار افزایشی یا کاهشی می شنوید ، با توجه به آن معامله نکنید.

اقدام به معامله پس از مشخص کردن نحوه عکس العمل بازار به یک خبر بسیار ایمن تر است از آغاز یک معامله زمانی که خبر منتشر شده است. برنارد باروچ ، بورس باز میلیونر در بازار سهام و مشاور رییس جمهور، بیان داشت که موضوعی که در نوسانات بازار مهم است " وقوع رویداد ها به خودی خود نیست، بلکه عکس العمل بشر نسبت به این رویداد هاست."

جنگ عراق در روزهای اول ماه آگوست 1990 شروع شد  قیمت طلا به حدود 425 دلار رسید. سطح 425 دلار ، سطح بالایی قیمت طلا در اوایل 1990 بود. این ناتوانی در شکستن سطح بالایی قبلی در خلاف جهت با وقوع جنگ خاورمیانه بود. طلا با اخبار ظاهرا مثبت نتوانست رالی صعودی را آغاز کند . به عبارت دیگر ، هنگامی که بازار نتواند در هنگام اخبار مثبت صعود کند مراقب باشید. طلا در طی 2 ماه درخشندگی خود را با برگشتن به سطح قبل از بحران خاورمیانه در نزدیکی 360 دلار از دست داد.

همچنین نسبت به آنچه که در ژاپن " تاکتیک درگوشی" می گویند مراقب باشید، که همان پخش اخبار و شایعات نادرست بین مردم برای فریبکاری در بازار است. سعی کنید از شایعات بازار دوری کنید. ایزاک نیوتن یکبار گفت :" من می توانم حرکت اجسام آسمانی را محاسبه کنم اما دیوانگی مردم را نمی توانم محاسبه نمایم." چرا درگیر دیوانگی های مردم می شوید؟

3.        "زشت حرف نمی زند." – با دیگران درباره کاری که در بازار می خواهید انجام دهید صحبت نکنید.

آیا از دیگران دنباله روی کرده اید؟ بر اساس تحلیل خودتان ، تصمیم می گیرید که در بازار خرید کنید. درباره این تصمیم با شخصی دیگر صحبت می کنید ، اما او اخبار نامید کننده ای از بازار به شما می دهد. به علت اینکه همیشه مقداری شک و دودلی وجود دارد شما از تصمیم خرید خود منصرف می شوید. سپس البته که بازار صعود می کند.

اگر به دقت به بررسی بازار پرداختید، بهتر است که درباره طرح و تصمیم خود با هیچ کس صحبت نکنید مگر اینکه معتقدید که شخصی بینش بهتری به بازار نسبت به شما دارد. برای گرفتن جهت خود تنها به بازار نگاه کنید. یکی از نقل قول های مورد علاقه من در کتاب سرچشمه طلا- سه میمون پولساز  چنین است: "..... برای اینکه درباره بازار بیاموزید از بازار سوال کنید – تنها پس از آن می توانید تبدیل به اهریمن نفرت انگیز بازار شوید." آیا جمله ی جالبی نیست؟ دوست ندارید تبدیل به اهریمن نفرت انگیز بازار شوید؟ بیان متفاوتی که ژاپنی ها به کار می برند یکی از دلایل جذابیت تحلیل تکنیکی آنهاست.

نوشته استیو نیسون

کتاب الگوهای شمعی ژاپنی

tsesignal.com

+ نوشته شده در یکشنبه بیستم شهریور 1390ساعت 7:34 توسط علیرضا بیاتی |

هیچ کس در رده‌ بالای مدیران یک شرکت قرار نمی‌گیرد، مگر اینکه اتکا به نفس بالایی داشته باشد. اطمینان به خود، نشانگر رهبری قدرتمند و قاطع است، اما آیا اطمینان بیش از حد، خود باعث نمی‌شود که مدیران از خط قرمز بگذرند و دست به کلاهبرداری بزنند؟

تحقیقات جدیدی از سوی وارتون که توامان از نتایج پژوهش‌های روانشناختی و آرشیو اقدامات کلاهبرداری در «کمیسیون امنیت و مبادله» (SEC) بهره برده است، بررسی می‌کند که چگونه ممکن است مدیران رده‌بالای اجرایی در رفتارهای مرتبط با کلاهبرداری درگیر شوند، زیرا بیش از حد به توانایی شرکت خود برای اجرای موفق کارهای آینده مطمئن هستند.
استاد حسابداری وارتون، کاترین ام.شراند و دانشجوی دکتری، سارا ال.سی. زخمان، در حال کار روی مقاله‌ای با عنوان «اطمینان بیش از حد و شیب لغزان به سوی کلاهبرداری» هستند که به بررسی الگوهای کلاهبرداری می‌پردازد. آنها می‌خواهند از طریق بررسی این الگوها تعیین کنند آیا ممکن است کلاهبرداری‌ها فقط بابت منفعت محض خود شخص نباشد، بلکه به دلیل خوش‌بینی افراطی مدیران اجرایی به شرکت خود باشد؛ خوش‌بینی‌ای که متعاقب آن کلاهبرداری نیز رخ می‌دهد.


ادامه مطلب
+ نوشته شده در شنبه نوزدهم شهریور 1390ساعت 9:33 توسط علیرضا بیاتی |

چه طرحی «استراتژی» است؟ کدام استراتژی «بد» است؟
ریچارد راملت، استاد مدیریت دانشگاه UCLA معتقد است استراتژی‌های بد بسیار فراوان است. مدیران ارشدی که بتوانند آنها را تشخیص دهند، می‌توانند شانس بیشتری برای‌ایجاد استراتژی‌های درست و مناسب داشته باشند.                      

لرد هوراتیو نلسون، فرمانده ناوگان دریایی بریتانیا در جنگ با ناوگان فرانسه و اسپانیا (تحت فرماندهی ناپلئون) بود. در‌این جنگ ناپلئون می‌خواست پس از شکست ناوگان بریتانیا در تنگه جبل الطارق به اهداف آن کشور نزدیک شود. مشکل لرد نلسون کم تعداد بودن ناوگانش نسبت به ناوگان دشمن بود. تا قبل از‌این جنگ در سال 1805، تاکتیک جنگ دریایی‌این بود که هر یک از دو ارتش در یک خط در روبه‌روی دیگری قرار می‌گرفت و به سمت ارتش روبه‌رو شلیک می‌کرد. در ‌این حالت، معمولا ناوگان برنده، ناوگانی بود که کشتی‌های بیشتری در اختیار داشت که بر‌این اساس ناوگان بریتانیا می‌بایست بازنده‌این نزاع می‌شد.
لرد نلسون تاکتیک (استراتژی) دیگری در‌این جنگ برگزید تا بتواند تعداد کمتر ناوگانش را جبران کند. او به جای استقرار کل ناوگان در یک ردیف، آنها را به دوستون عمودی تقسیم کرد. در‌این حالت کشتی‌های کمتری در تیررس ناوگان مقابل قرار می‌گرفتند هرچند که دو کشتی پیش رو در خطر بیشتری قرار داشتند. لرد نلسون با آگاهی از مهارت کمتر توپچی‌های ناوگان فرانسه و اسپانیا نسبت به مهارت بالای توپچی‌های بریتانیا به‌این نتیجه رسید که توپچی‌هایش می‌توانند با ‌این استراتژی با تلفات کمتر، کشتی‌های بیشتری از دشمن را زیر آتش بگیرند. تصمیم او درست بود؛ ناوگان اسپانیا و فرانسه 22 کشتی از 28 کشتی خود را از دست داد و بریتانیا تنها یک کشتی‌اش را.


ادامه مطلب
+ نوشته شده در چهارشنبه دوم شهریور 1390ساعت 10:1 توسط علیرضا بیاتی |