ترک شغل، مانند یک شمشیر دولبه است؛ از یک‌سو می‌توان آن را اقدامی خردمندانه و زیرکانه قلمداد کرد که باعث می‌شود به موفقیت‌ و موقعیت شغلی بهتری دست‌یابیم، و از طرفی هم می‌تواند یک تصمیم عجولانه یا بی‌پروا باشد که در آینده باعث پشیمانی شود.افراد وقتی تصمیم می‌گیرند از شغلشان کناره‌گیری کنند یا دست به تغییر آن بزنند، معمولا با تردید‌های بسیاری روبرو می‌شوند؛ در این گزارش، به پنج سوالی اشاره می‌کنیم که حتما باید قبل از ترک شغل از خودتان بپرسید تا مطمئن شوید آیا تصمیم صحیحی گرفته‌اید یا خیر. 

1 ) آیا تصمیمی که گرفته‌اید، از روی احساس است؟
2 ) چه‌مدت از فعالیت‌تان در شغل کنونی می‌گذرد و فعالیت در شغل قبلی‌تان چقدر طول کشید؟
3 ) چقدر طول می‌کشد تا شغل جدیدی پیدا کنید؟
4 ) تابه‌حال درباره مزایای شغل فعلی خود که به‌سختی می‌توان در شغل جدید آنها را یافت، فکر کرده‌اید؟5 ) آیا تاکنون با رییس خود درباره دلایل نارضایتی شغلی و اینکه آیا امیدی به تغییر این شرایط هست، صحبت کرده‌اید؟ 

اگر علاقه به خواندن متن كامل مقاله داريد لطفا به ادامه مطلب مراجعه فرمائيد.


برچسب‌ها: ترک شغل, استخدام, رضايت شغلي
ادامه مطلب
+ نوشته شده در چهارشنبه دوم اردیبهشت ۱۳۹۴ساعت 10:57 توسط علیرضا بیاتی |

 هفته نامه «امید جوان» در شماره جدید خود در مقاله ای به قلم «کامران محلوجی» به موضوع تصدی فارغ التحصیلان رشته های مهندسی و پزشکی در مناصب مدیریتی به جای دانش آموختگان علوم انسانی پرداخته و از آن با عنوان «الیگارشی استیم» یاد کرده است. 
   نام نویسی برای رشته های علوم انسانی در کشور روبه افزایش است. به گونه ای که در جلسه 137 کارگروه مشورتی ستاد راهبری اجرای نقشه جامع علمی کشور که با حضور محمدرضا مخبر دبیر شورای انقلاب فرهنگی که در آبان 93 برگزار شد نشان داده شد در بازه زمانی  «1382 تا 1392» نه تنها تعداد متقاضیان رشته های علوم انسانی سیر صعودی داشته بلکه تغییر رشته فارغ التحصیلان فنی و علوم پایه به علوم انسانی در مقطع تحصیلات تکمیلی 7 برابر تغیر رشته دانش آموختگان علوم انسانی به مهندسی و علوم پایه بوده و بخش عمده این سیر صعودی به خاطر رشته های مدیریتی است در حالی که مشاغل و پست های موجود متناسب با این نوع از فارغ اتحصیلان نیست.
این در حالی است که در ایالات متحده و به موجب گزارشی که در سال 2013 توسط اتحادیه دانشگاهی آمریکایی در مورد کارفرمایان منتشر شده   72 % از کارفرمایان به استخدام فرادی که  صرفا در حوزه خود تخصص دارد علاقه ای ندارند و از کالج ها و دانشگاها می خواهند  
بر توانایی هایی که در علوم انسانی به افراد آموخته می شود بیشترتاکید کنند.

 کریستین هنسلر مدیر گروه زبان دانشگاه یونیون آمریکا در مقاله ای که در اوت 2014 در مجله هافینگتن پست با عنوان «کارفرمایان به مهارت های علوم انسانی علاقه بیشتری نشان می دهند » نشان داد که 78 در صد از کارفرمایان بیشتر به استخدام داوطلبانی علاقه دارند که نسبت به مسائل جهانی و جوامع و فرهنگ های خارج از امریکا آشنایی داشته باشند.

هشتاد درصد دیگر معتقد بودند که مهارت برقراری ارتباط شفاهی و نوشتاری مهمترین موضوع است . 82 درصد از کارفرمایان داووطلبانی را ترجیح می دهند که توانایی و دانش اجتماعی قوی تری دارند تا بتوانند با جامعه ارتباط برقرار کنند.

هنسلر در ادامه به منبع تحقیق خود اشاره می کند و می گوید:

همگی (تحلیل گران مسائل شغلی) معتقدند مهارت های مورد نظر کارفرمایان در علوم انسانی پیدا می شود و به استخدام پنج هزار دانشجو دارای مهارت علوم انسانی در شرکت گوگل ادامه می دهد و دلیل کار شرکت را این گونه عنوان می کند:

به نظر مدیران این شرکت , برقراری ارتباط با کاربران , بیش از آن که منوط به توانایی تکنیکی صرف باشد, نیاز به درک صحیح افراد و شناختن آن دارد و این درک با علوم انسانی به دست می آید.
بنا بر این می توان گفت وقت آن رسیده که یک کاندیدای ریاست جمهوری در سخنرانی تبلیغاتی خود با لبخند و در حالی که شیشه عینک خود را پاک می کند اعلام دارد:

وقت آن رسیده که همه چیز در جای خود  قرار گیرد , لطفا پست های مدیریتی مرتبط با علوم انسانی و مدیریت را به فارغ التحصیلان همین رشته ها واگذار کنید. خواهید دید  جنبش علوم انسانی در کشور چگونه شکل خواهد گرفت. 

مقاله كامل در ادامه مطلب


برچسب‌ها: مناصب, مدیریتی, دانش آموختگان, علوم انسانی, مديريت
ادامه مطلب
+ نوشته شده در شنبه بیست و نهم فروردین ۱۳۹۴ساعت 13:37 توسط علیرضا بیاتی |

تاسیس یک استارت‌آپ کار سختی است. در بحبوحه شلوغی‌ها، هیجان و زرق و برقی که این روزها در توصیف کارآفرینی وجود دارد، این یک واقعیت است. شما نیاز دارید:
• با بازیگران ترازاولی که رویکرد، ارزش‌ها، ماموریت، اهداف و روابط احساسی را با شما به اشتراک می‌گذارند، اما مهارت‌ها و دانش‌ تکمیلی برای شکل‌دهی به تیم هسته‌ای شما را در اختیار دارند، کار کنید. 
• مطمئن شوید از نردبان مناسب بر روی دیوار مناسب بالا می‌روید؛ یعنی باید بازار رو به رشد مناسب را شناسایی کرده و هدف قرار دهید. 
• از طریق محصول و یا خدمات نوآورانه خود، ارزش اساسی به مشتریان بدهید. 
• خودتان را در صحنه رقابت متمایز کنید، در ضمن اینکه به یاد دارید خودتان و تیم‌تان در خدمت چه کسانی هستند. 
• همواره نوآوری داشته باشید. 
به‌عنوان موسس یک شرکت تنها یک شغل ندارید، بلکه مسوولیت ده‌ها کار با شما است: رهبری تیم، استخدام‌کننده، تولیدکننده محصول، بازاریاب، فروشنده، جذب مشارکت، تامین‌کننده مالی، مدیر، برگزارکننده جلسات، ایجادکننده تغییر، ریسک‌کننده، نگهبان و تامین‌کننده وسایل محیط کار. این لیست همچنان ادامه دارد. علاوه‌بر همه اینها باید فردی سازگار و منعطف باشید، ارتباطات فروتنانه و در ضمن محکمی داشته باشید، سریع یاد بگیرید، فرآیندهای کسب‌وکار مهم را اجرایی کنید و نقش‌های اجرایی را با هدف و تمرکزی مشخص دائما در برنامه داشته باشید. اگر این‌طور نباشد، موفقیت تنها یک امید واهی و یک تجربه فانی خواهد بود. به یاد داشته باشید که ایده‌های بزرگ در خانه شما نمی‌آیند، بلکه خودتان باید پیگیر آنها باشید. 
اگر کارآفرین بودن کار سختی است، کارآفرین جوان بودن دشوارتر است. موسسان جوان که نسبت به همتایان مسن‌تر خود تجربه بسیار کمتری دارند، باید برای انجام همه کارهایی که در بالا گفته شد، آماده باشند و این در شرایطی است که دیگر افراد کهنه‌کار فعال در کسب‌وکار، از جمله مشتریان احتمالی، شرکا، کارمندان و سرمایه‌گذاران داوطلب در مورد کار آنها تردید دارند. کارآفرینان جوان که روی مشکلات مبهم کار می‌کنند، با مغایرت‌های بزرگی روبه‌رو می‌شوند، اما آنهایی که موفق هستند، ارزش فراوانی به کسب‌وکار خود اضافه می‌کنند یا حتی در ساخت دنیای آینده تاثیرگذارند. 
مجله فوربس به تازگی مجموعه‌ای از کارآفرینان جوان و شرکت‌های آنها را مورد بررسی قرار داده است. در اینجا 12 بنگاهی که احتمال موفقیت بالایی در آینده دارند، به همراه موسسان جوان آنها را معرفی می‌کنیم:

1) Chalk.com 

2).....


برچسب‌ها: بنگاه‌, راه‌اندازی, كارآفريني
ادامه مطلب
+ نوشته شده در شنبه پانزدهم فروردین ۱۳۹۴ساعت 11:31 توسط علیرضا بیاتی |

باهوش بودن لزوما به معنی پیشرفت در محیط کار نیست و ممکن است هوش زیاد به مانعی برای پیشرفت تبدیل شود.

شما ممکن است تصور کنید که باهوش ترین فرد در میان گروه همکارانتان محسوب می‏شوید اما باید به خاطر داشته باشید که باهوش بودن همواره به معنی موفقیت شغلی نیست و حتی برخی اوقات به مانعی برای پیشرفت کاری تبدیل می‏شود. افراد باهوش معمولا اشتباهاتی را در محیط کاری مرتکب می‏شوند که به آینده شغلی آن ها لطمه می‏زند، پس اگر شما هم در میان این افراد جای می‏گیرید، حداقل از ارتکاب اشتباهات زیر اجتناب کنید:

1- عدم درک اولویت های رئیس

2- سرخورده شدن به خاطر ناکامی

3- بی توجهی به بازخوردها

4- نادیده گرفتن اهمیت روابط

 

متن كامل در ادامه مطلب


برچسب‌ها: اشتباهات, افراد باهوش, محیط کار
ادامه مطلب
+ نوشته شده در شنبه بیست و سوم اسفند ۱۳۹۳ساعت 15:7 توسط علیرضا بیاتی |

 برخلاف تصور همه، یکی از ویژگی‏هایی که می‏تواند به کارآفرینان آسیب برساند، هوش و ذکاوت است. بله، هرچه موفق‏تر باشید و هرچه استعدادهای بیشتری داشته باشید، برای راه‌اندازی یک کسب‏وکار مسیر سخت‏تری پیش‏رو دارید.گرچه ممکن است فکر کنید باهوش بودن، انگیزه داشتن و با استعداد بودن قاعدتا باید هر فردی را به بهترین کاندیدای ممکن برای کارآفرینی تبدیل کند، اما متاسفانه این طور نیست.
چالش «من در هر کاری از همه بهترم» 
مشکل افراد باهوش به دوران مدرسه و ترس از پروژه‏های گروهی برمی‏گردد. با دانستن قانون 20/80 برای کار (یعنی 80 درصد کل کار تنها توسط 20 درصد افراد انجام می‏شود) در مورد آنچه در هر گروه اتفاق می‏افتد چه فکری می‏کنید؟ باهوش‏ترین و بااستعدادترین افراد در هر گروه می‏خواهند رئیس گروه باشند. این افراد نمی‏خواهند موقعیت خودشان را با تقسیم مساوی کار و امیدوار بودن به اینکه فرد تنبل (یعنی کسی که دو روز در هفته از کلاس غایب است و سه روز دیگر هفته را هم سر کلاس می‏خوابد) کار خود را درست انجام دهد، به خطر بیندازند. در مدرسه، تلاش برای وادار کردن فرد تنبل به سرعت بخشیدن به کارهایش هیچ سودی ندارد. به همین خاطر افراد باهوش به تنهایی پروژه را تحویل می‏گیرند و آن را به انجام می‌رسانند.و این چنین سیکل کاری افراد باهوش شروع می‏شود. این افراد هر کاری را بهتر از بقیه انجام می‏دهند. آنها بهتر می‏نویسند، بهتر برنامه‏ریزی می‏کنند و بهتر دلیل می‏آورند. این برتری تا زمانی است که یک کسب‏وکار راه بیندازند. پس آنها بهتر نیستند بلکه دچار دردسر می‏شوند.تنها 24 ساعت در هر روز وجود دارد و هر فرد نیاز دارد بخوابد، غذا بخورد، دوش بگیرد و کارهای روزمره خود را انجام دهد. پس هر روز این فرد باهوش سعی می‏کند همه کارها را خودش انجام دهد، چون نمی‏تواند شاهد بد انجام شدن کارها توسط فرد دیگری باشد. بنابراین او مجبور است کسب‏وکار را به صورت فردی انجام دهد و آن را به پایان برساند، بدون اینکه توانایی رشد داشته باشد. 

چرا افراد تنبل حکمرانی می‏کنند؟
جالب است اما واقعا بعضی از افراد تنبل کارفرمایان بهتری نسبت به افراد باهوش هستند. چرا؟ چون آنها خیلی زود متوجه شدند که توسط افراد باهوشی که همیشه می‏خواهند همه کارها را خودشان انجام دهند، محاصره شده‏اند. افراد تنبل می‏دانند چگونه کارها را به دیگران محول کرده و چگونه افراد دیگر را به انجام کاری که تمایلی به آن ندارند، وادار کنند. 


برچسب‌ها: افراد, باهوش, کارآفرینان
ادامه مطلب
+ نوشته شده در شنبه دوم اسفند ۱۳۹۳ساعت 14:20 توسط علیرضا بیاتی |


تجارب موجود در فرآیند توسعه اقتصادی در کشورهای توسعه‌یافته و نوپای صنعتی نشان می‌دهد که توان مدیریت یکی از اهرم‌های قوی و محرک‌های اصلی توسعه است‌[2]. توسعه کشور و ارتقاء استاندارد زندگی در آن مستلزم بهبود و ارتقاء مدیریت در سازمان‌های اقتصادی و اجتماعی است. با بهبود مدیریت است که می‌توان بهره‌وری را افزایش داد و از ظرفیت‌ها و امکانات موجود، کالا و خدمات بیشتری را تولید نمود و ظرفیت‌های زیادتری را بوجود آورد[1].
بهبود مدیریت نیز مستلزم آگاهی و تسلط به دانش مدیریت است. امروزه مدیریت به عنوان یکی از شاخه‌های معرفت بشری پیشرفت زیادی نموده است و آموزش و تحقیق در زمینه آن گسترش فراوانی یافته است. با توجه به اهمیت دانش مدیریت در رشد و ارتقاء سازمان‌ها و جوامع، نظام‌های عالی کشورها آموزش و تحقیق در حوزه مدیریت را از نظر کیفی و کمی به سرعت توسعه داده‌اند. نیاز به تقویت و تجهیز کادر مدیریت بخصوص در سطح اجرایی، در کشور ما نیز به خوبی احساس شده است. کشور ما اکنون نیازمند مدیرانی است که بتوانند با بهره‌گیری از آخرین دستاوردهای دانش مدیریت و تجارب کشورهای صنعتی و نیز در نظر گرفتن شرایط بومی، وظایف خویش را در رهبری و مدیریت به ویژه در زمینه‌های برنامه‌ریزی، سازماندهی، هماهنگی و کنترل، مدیریت منابع انسانی و بالاخره نوآوری و تحول، به نحوی موثرتر از گذشته انجام داده و راه را برای توسعه اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی هموار کنند‌[1].
یکی از زمینه‌های بارز توسعه و آموزش مدیریت ایجاد رشته کارشناسی ارشد مدیریت اجرایی و MBA در کشورهای مختلف جهان است. این رشته به سرعت نخست در آمریکا و کشورهای صنعتی و سپس در کشورهای در حال توسعه موفق، گسترش یافته است[1].
دوره کارشناسی ارشد مدیریت اجرایی (EMBA) یا Executive Master of Business Administration به منظور ‌پرورش مدیران کارآمد جهت اداره سازمان‌های اقتصادی- اجتماعی، تولیدی و خدماتی طراحی شده است[1].
فارغ‌التحصیلان دوره‌های کارشناسی و مخصوصاً فارغ‌التحصیلان دوره‌های فنی و مهندسی وارد این دوره شده و در یک آموزش فشرده و پرکار به فراگیری دانش و فنون مدیریت می‌پردازند[1].
ترکیب دانش تخصصی دوره کارشناسی و آگاهی به دانش و فنون مدیریت کارشناسی ارشد، از فارغ‌التحصیلان این دوره مدیران کارآمد و موثری می‌سازد که در افزایش کارآیی و رشد سازمان‌های اقتصادی- اجتماعی تأثیر بسزایی دارند. به خاطر کسب همین توانایی‌هاست که در 3 دهه اخیر دوره‌های MBA در کشورهای مختلف جهان بسرعت گسترش یافته و تنها در کشور آمریکا حدود 700 موسسه آموزش عالی دوره MBA ارائه می‌دهند[1].

برچسب‌ها: MBA, EMBA, Executive MBA, Executive Master of Business Administration, مديريت اجرايي
ادامه مطلب
+ نوشته شده در شنبه یازدهم بهمن ۱۳۹۳ساعت 2:30 توسط علیرضا بیاتی |

شهرت را باید صرفا نتیجه‌ طبیعی عمل‌ها و رفتارهای برترین رهبران اقتصادی جهان دانست. آنها بهترین انتخاب را برائ رفاه حال مشتریان خود انجام می‌دهند و منافع و علایق آنها، شرکت‌هایشان و اجتماعشان را برآورده می‌سازند.
بە نظر شما «برترین مدیر کسب‌وکار» چه کسی است، چگونه رفتار می‌کند، چه تعریفی دارد و چگونه کار می‌کند؟ بە طور مثال همه با استیو جابز آشنا هستیم.او بی‌تردید یکی از همین برترین مدیران کسب‌وکار در جهان بود، اما بە صورت کلی، می‌توان گفت کە برترین مدیران کسب‌وکار در جهان، آنهایی می باشند کە کارهای خود را بە‌خوبی انجام می‌دهند. آنها می‌توانند دشواری‌ها و چالش‌های اقتصادی را بە موفقیت بدل کنند و از ایده‌هایشان بە واقعیت‌هایی دست یابند کە جهان را از همه جهت دگرگون می‌کند. این اشخاص ضرورتا نباید زمامدار شرکت خود باشند. آنها الزاما نقش رییس هیات‌مدیره یا مدیر یک کسب‌وکار بزرگ را ایفا نمی‌کنند. یک مدیر برگزیده را حتی می‌توان در نقش یک فروشنده پیدا کرد، زمانی کە او راهی نوین و اصلاح‌شده برائ خدمات بهتر بە مشتریان و شرکتش می‌یابد.

بنابراین، باید آگاه بود کە برترین مدیر جهان هر کسی می‌تواند باشد، اما دقیقا آن کسی می‌تواند مفتخر بە عنوان برترین مدیر شود کە تاثیری کلان و مثبت بر کل فضاهای کاری بگذارد، نگرش ما نسبت بە مفهوم کسب‌وکار را دگرگون کند و مسوولیت‌های خطیری را با موفقیت از سر بگذراند. اینجا قصد داریم دربارهٔ‌ این دسته از مدیران صحبت کنیم: برترین مدیران کسب‌وکار در جهان و عادت‌هایشان. تعجب‌برانگیز نیست اگر مدعی شویم کە طنابی مشترک اما بسیار ظریف وجود دارد کە برترین مدیران جهان را از باقی فعالان کسب‌وکار جدا می‌کند. این طناب از جنس حصار یا مانعی نیست کە آنها در مقابل خود کشیده باشند، بلکه در عوض آنها کسانی می باشند کە از بعضی قواعد و عادات مشخص پیروی می‌کنند و سرتاسر زندگی‌شان را بە همین طریق می‌گذرانند.

۱ در پی شهرت و آوازه نیستند
۲ از نقد و نظر نمی‌هراسند
۳ بە سوپراستار بودن اعتقادی ندارند
۴ خودشان بخشی از گروه می باشند
۵ مشکل را بە طور بنیانی حل می‌کنند
۶ بیشتر پرسشگر می باشند تا پاسخگو
۷ واجد بصیرت خاصی می باشند

برچسب‌ها: 7 عادت, برترین, مدیران, کسب و کار, جهان
ادامه مطلب
+ نوشته شده در پنجشنبه چهارم دی ۱۳۹۳ساعت 9:58 توسط علیرضا بیاتی |

مجموعه مدیریت اجرایی با هدف پرورش مدیرانی کارآمد و توانمند که قابلیت ارتقای مستمر بهره وری سازمانی را داشته باشند طرحریزی شده و در جمع گزینه های موجود برای ادامه تحصیل در مقطع کارشناسی ارشد قرار گرفته است. این مجموعه دارای ۳ گرایش «مدیریت اجرایی» ، «mba» و «مدیریت شهری» است که تفاوت این گرایشها را می‌توان در رویکرد هر یک از آنها در تعالی سازمان دانست. صرفنظر از گرایش «مدیریت شهری» که نیازمند ۵ سال سابقه کار مدیریتی بوده و با هدف فراهم آوردن سطح آموزش بالاتر برای مدیران کنونی ایجاد گردیده است، تفاوت دو گرایش دیگر (مدیریت اجرایی و mba) در رویکرد کمی و کیفی آنها به موضوعات کلان مدیریتی در سازمانهاست.

mba با جذب دانش آموختگان رشته های فنی مقطع کارشناسی و با تاکید بر مباحث کمی در مقطع کارشناسی ارشد سعی بر آن دارد تا راهکارهایی نو برای تلفیق بازاریابی بین الملل ، تجارت الکترونیک و روشهای رو به رشد کسب و کار برای ارتقاء سازمان ارائه نماید. مدیریت اجرایی با نگاهی کیفی و با به خدمت گرفتن ابزارهای مالی و اقتصادی، سیستمهای اطلاعات مدیریت و توسعه نوآوری ، سعی برآن دارد تا سازمان را در جهت دستیابی به اهداف خود یاری نماید.

تعریف و هدف گرایش mba:

اگر محبوبیت رشته‌های دانشگاهی در مقطع تحصیلات تکمیلی را در کشورهای پیشرفته بر اساس استقبال عمومی رتبه‌بندی کنیم، در نهایت سه رشته برتر به ترتیب عبارتند از: حقوق، پزشکی و mba که رشته mba در این میان در صدر قرار می‌گیرد.
هر فردی بدون هیچ پیش زمینه‌ای ازتوانایی و مهارت، قادر است یک قایق را در یک رودخانه آرام به حرکت درآورد؛ اما هدایت همین قایق در یک دریای طوفانی و مواج هرگز بدون تجربه و مهارت امکان‌پذیر نیست. به همین ترتیب در دنیای کنونی که عصر اطلاعات و ارتباطات است، نمی‌توان ادار یک سازمان را به فردی که فاقد مهارتهای پیچیدة مدیریتی است سپرد.

دوره کارشناسی ارشد مدیریت (mba) یا Master of Business Administration به منظور پرورشی مدیران کارآمد جهت ادارة سازمانهای اقتصادی اجتماعی، تولیدی و خدماتی طراحی شده است. هدف این دوره پذیرش فارغ‌التحصیلان دوره‌های کارشناسی در رشته‌های مختلف به خصوص رشته‌های فنی و مهندسی افرادی است که قادر باشند در زمینه‌های ذیل انجام وظیفه نمایند.

۱) اداره و راهبری موثر و کارآمد سازمان با یک بخش تخصصی از آن نظیر بخش‌های تولیدی، بازریابی و فروش اطلاعات
۲) ایجاد تحول در یک بخش تخصصی سازمان
۳) طراحی، هدایت و رهبری تحول در کل سازمان پس از کسب تجارب عملی در مدیریت
۴) کارآفرینی با ایجاد فعالیت‌های جدید در درون سازمان و یا ایجاد سازمانهای جدید
۵) ارائه خدمات مشاوره‌ای و مطالعاتی در زمینه‌های مزبور بر مدیران سازمانهای اقتصادی و اجتماعی
افرادی که در این دوره پذیرفته می‌شوند حداقل دوره کارشناسی را در یکی از رشته‌های دانشگاهی گذرانده و با حوزة تخصصی دوره کارشناسی آشنایی پیدا کرده‌اند. این افراد پس از فرا گرفتن دانش مدیریت و تمرین مهارت‌های مدیریتی در این دوره (مدیریت سازمان) نیروهای ارزنده‌ای خواهد شد که می‌توانند با ترکیب دانش تخصصی و مدیریتی خود در جهت تحقق هدف‌های بالا نقش مهمی در بهبود مدیریت جامعه ایفا نمایند.


برچسب‌ها: منابع, كنكور, كارشناسی ارشد, مدیریت اجرایی, MBA
ادامه مطلب
+ نوشته شده در سه شنبه دوم دی ۱۳۹۳ساعت 14:42 توسط علیرضا بیاتی |

MBA مدیریت گردشگری همچون سایر زیربخش های مدیریتی دیگر، به طور مشخص سابقه ای بیش از 30 سال در سطح جهان دارد. از زمانیکه MBA گردشگری راه اندازی شده است تا به امروز به طور مداوم با استقبال فزاینده ای رو به رو بوده است. دلیل این امر هم تمرکز این رشته بر مهارت و دانش عملیاتی است که در حوزه گردشگری شاید بیش از دیگر حوزه های خدماتی بدان نیاز است.
 MBA مخفف Master of Business Administration است که از اوایل قرن بیستم در آمریکا راه اندازی گردید. این دوره بر اساس مجموعه نیازهای مدیران بخشهای مختلف خدماتی و صنعتی طراحی گردید. نیاز مدیران و کارشناسان مختلف علاوه بر دانش نظری و علوم مربوطه، مهارت ها و تکنیک هایی بود که در چارچوب آموزش های دانشگاهی میسر نبود.

بنابراین نیاز به دانش و مهارت فنی در حوزه مدیریت موجب شد تا چارچوبی آموزشی با عنوان "مدیریت کسب و کار" طرح ریزی شود که عمده ترین فرقی که این رشته با رشته های دانشگاهی داشت، در بارز بودن "وجه مهارتی و تکنیکی" آن بود.

امروزه تقریبا این رشته جزو پرطرفدارترین دوره های تخصصی مدیریتی است و دانش آموختگان آن نیز در رده مدیران و کارشناسان پر درآمد آن حوزه هستند. گذشت زمان و تخصصی شدن حوزه های مختلف خدماتی و صنعتی و پیچیدگیها و چالش های جدید هرکدام از آنها، موجب شد تا MBA متناسب با هر کدام از زیربخش های مدیریتی طرح ریزی شود.

MBA مدیریت گردشگری همچون سایر زیربخش های مدیریتی دیگر، به طور مشخص سابقه ای بیش از 30 سال در سطح جهان دارد. از زمانیکه MBA گردشگری راه اندازی شده است تا به امروز به طور مداوم با استقبال فزاینده ای رو به رو بوده است. دلیل این امر هم تمرکز این رشته بر مهارت و دانش عملیاتی است که در حوزه گردشگری شاید بیش از دیگر حوزه های خدماتی بدان نیاز است.

در ایران اما سابقه MBA گردشگری به 4 سال پیش بر می گردد که توسط موسسه آموزش عالی بهار برای اولین بار با مجوز وزارت علوم، تحقیقات و فناوری راه اندازی گردید و تاکنون صدها نفر این دوره را گذرانده و در حال تحصیل هستند. کسانیکه متقاضی ورود به این دوره هستند بیش از آنکه جویای مفاهیمعلمی مدیریتی باشند، بیشتر خواهان یادگیری مهارت های مدیریتی هستند.


برچسب‌ها: MBA, گردشگری, Master of Business Administration
ادامه مطلب
+ نوشته شده در پنجشنبه بیست و دوم آبان ۱۳۹۳ساعت 8:18 توسط علیرضا بیاتی |

قرن بیست و یکم در حالی آغاز شد که ثبات نسبی در محیط‌های کسب‌وکار و رقابتی قابل مشاهده بود. در چنین شرایطی هر شرکتی که می‌توانست در مقایسه با رقبای خود اقدام به ایجاد مزیت رقابتی کرده و برای مشتریانش ارزش فراهم کند، احتمالا می‌توانست با افزایش کارآیی و حفظ قیمت و کیفیت تا چند سال سهم بازار خود را حفظ کند؛ آنچه شرکت‌های بسیاری نظیر کوکاکولا، جنرال موتورز، گوگل و مایکروسافت موفق به انجامش شده بودند. اما به تدریج بازار جهانی رقابتی و بی‌ثبات‌تر شد.
در محیط رقابتی جدید هیچ شرکتی نمی‌توانست تنها به پشتوانه عملکرد موفقیت‌آمیز خود آینده‌ای تضمین‌شده برای خود تصور کند. مزایای رقابتی به سرعت ایجاد شده، از بین رفته و دوباره ایجاد می‌شدند. در این میانه بحران اقتصادی جهانی نیز به پیچیده‌تر شدن وضعیت دامن زد. شرایط ایجاد شده باعث شد تا بسیاری از غول‌های جهانی صنایع مختلف مانند نوکیا، جنرال موتورز، فورد، یاهو و... سهم خود را از بازار از دست داده و برخی از آنها حتی ورشکسته شوند. در مقابل، شرایط جدید فرصتی برای بسیاری از کسب‌وکارهای دیگر ایجاد کرد که به عرض اندام بپردازند. در گذشته بسیاری از کسب‌وکارهای جدید یا کوچک‌تر حتی تصور رقابت با این بزرگان را نداشتند؛ اما شرایط به نحوی دیگر رقم خورد و این شرکت‌های عظیم به‌رغم داشتن تاریخچه درخشان، نیروی انسانی مجرب، پشتوانه مالی هنگفت و برخوردار بودن از سهم بازار نتوانستند به موفقیت خود ادامه داده و بازار را به رقبای خود واگذار کردند.


داستان شکست‌ها
شرکت جنرال موتورز
که به عنوان بزرگ‌ترین شرکت صنعتی تاریخ ایالات متحده شناخته می‌شود، در سال 1908 بنیان‌گذاری شد. این شرکت بین‌المللی در 37 کشور جهان و تحت 13 نام تجاری اتومبیل‌های خود را به فروش می‌رساند. 
جنرال موتورز برای 77 سال پی‌درپی یعنی از سال 1931 تا 2007 به عنوان بزرگ‌ترین فروشنده اتومبیل در جهان شناخته می‌شد؛ اما در سال 2008 فروش آن کاهش یافت و تا مرز ورشکستگی نیز پیش رفت. این وضعیت در سال‌های 2009 و 2010 نیز ادامه یافت. مهم‌ترین دلیل شکست جنرال موتورز را می‌توان بی‌توجهی به بازار و تغییر ذائقه مشتریان دانست. درحالی‌که مصرف‌کنندگان به‌طور روزافزون نسبت به مدل‌های کوچک‌تر اتومبیل و با مصرف بهینه رغبت نشان می‌دادند، جنرال موتورز نسبت به ساخت اتومبیل‌های آمریکایی، بزرگ و پرمصرف خود اصرار ورزید. در عین حال طرح‌های مختلفی که این شرکت در حال انجام آنها بود، نتوانستند درآمدی برای شرکت به ارمغان آورند. این موضوع در حالی بود که صنعت خودرو سازی آسیای شرقی و به‌خصوص تویوتا نسبت به ارائه اتومبیل‌های کوچک‌تر و مقرون‌به‌صرفه‌تر اقدام كرده بودند. مدیریت داخلی و کاهش هزینه‌ها نیز از دیگر عوامل موفقیت تویوتا بود. در این بین افزایش قیمت نفت و متعاقب آن بنزین و بروز بحران اقتصادی جهانی هم مزید بر علت شده و جنرال موتورز بخش بزرگی از بازار فروش خود را از دست داد. وضعیت این شرکت تا حدی وخیم شد که تویوتا توانست در آمریکا و حتی در دیترویت (پایتخت صنعت اتومبیل آمریکا) نیز بازار را تحت تاثیر حضور خود قرار دهد. طی سال‌های اخیر اخبار زیادی در مورد اعلام ورشکستگی جنرال موتورز شنیده شده است و اگر حمایت‌های گسترده دولتی نبود، احتمالا برای همیشه امکان بقای خود را از دست می‌داد. هنوز هم آینده این شرکت در هاله‌ای از ابهام است.
شرکت نوکیا نیز طی چند سال اخیر شرایط نسبتا مشابهی را تجربه کرده است. این شرکت فعالیت خود را در سال 1865 در حوزه صنایع چوب و کاغذ آغاز کرد و طی سالیان متمادی فعالیت‌های خود را به حوزه‌های مختلف دیگری نظیر لاستیک دوچرخه و اتومبیل، کفش، کابل‌های ارتباطی، تلویزیون و سایر لوازم الکترونیک، کامپیوترهای شخصی، ماشین‌های تولید برق، روباتیک، خازن، ارتباطات و تجهیزات نظامی، پلاستیک، آلومینیوم و شیمی گسترش داد. نوکیا در دهه 1990 میلادی تصمیم گرفت تا فعالیت‌های خود را محدود به حوزه سریعا در حال رشد ارتباطات از راه دور کرده و سایر بخش‌های شرکت مادر را به فروش برساند. این تصمیم و سرمایه‌گذاری‌های هنگفت نوکیا روی تحقیق و توسعه باعث شد این شرکت طی سالیان طولانی تبدیل به پیشگام بازار شده و بسیاری از رکوردهای صنعت ارتباطات به نام نوکیا ثبت شود.
 مواردی مانند یکی از اولین ابزارهای ارتباط الکترونیک نظامی، یکی از اولین موبایل‌ها، پرفروش‌ترین موبایل تاریخ، پرفروش‌ترین ابزار الکترونیک تاریخ، اولین موبایل با قابلیت بازی، اولین موبایل مبتنی بر دوربین و ده‌ها مورد دیگر از موفقیت‌های نوکیا هستند. شرکت نوکیا تا حدی موفق بود که در اوایل قرن بیست‌ویکم به عنوان تنها شرکت اروپایی (در تمامی حوزه‌ها) شناخته شود که توانسته بود در شاخص استاندارد کیفیت اروپا (EFQM) بالاترین امتیاز ممکن را کسب کند. اما موفقیت نوکیا هم دائمی نبود. عدم پیش‌بینی صحیح بازار و ذائقه مشتریان باعث شد که نوکیا در بازار موبایل‌های هوشمند موفقیت درخوری به دست نیاورد. این شرکت نیز مانند سایر تولیدکنندگان تلفن همراه روی سیستم‌عامل گوشی‌های همراه خود سرمایه‌گذاری‌های هنگفتی انجام داد. اما نه سیستم عامل سیمبین (Symbian) و نه سری گوشی‌های مبتنی بر ویندوز نظر مشتریان را جلب نکرده و سهم بازار این شرکت که زمانی به 60 درصد از بازار موبایل کل جهان می‌رسید، روز به روز کاهش یافت. فقط در عرض یک سال از سال 2007 تا 2008 نوکیا 10 درصد از سهم بازار خود را به شرکت اپل واگذار کرد تا در این زمینه هم رکوردی از خود بر جای بگذارد. اصرار نوکیا بر سیستم‌های عامل سیمبین و ویندوز 7 و 8 به حدی ادامه یافت که امروزه حتی نمی‌توان آن را جزو چند شرکت اصلی تولیدکننده موبایل در جهان و پیشرو بازار دانست. 
نوکیا در سال‌های 2000 و 2001 طبق رده‌بندی فوربس پنجمین برند ارزشمند جهان بود اما به‌دلیل سقوط مستمر ارزش برند خود در سال 2012 تا رتبه 19 سقوط کرد. در سال جاری مایکروسافت به‌طور رسمی نوکیا را خریداری كرد.
داستان شکست این دو شرکت تنها دو مورد از هزاران مورد قابل ذکر در این زمینه است. هر کدام از این کسب‌وکارها به دلایل خاصی شکست خوردند اما مواردی که بیشتر در آنها مشاهده می‌شود، ساختار بزرگ و غیرقابل انعطاف، عدم توجه به محیط و تغییرات آن، اصرار بر اشتباهات و نوآوری محدود بود.

 

ادامه مطلب .....


برچسب‌ها: تغییرات, رقابت بازار, شکست, جنرال موتورز, نوكيا
ادامه مطلب
+ نوشته شده در دوشنبه نوزدهم آبان ۱۳۹۳ساعت 8:33 توسط علیرضا بیاتی |

مطالب قدیمی‌تر