پارس خودرو قديمي‌ترين شركت خودروسازي ايران

پارس خودرو، شرکت خودروسازی ایرانی است، که هم‌اکنون در زمینه مونتاژ و فروش چند مدل خودرو از شرکت‌های خودروسازی نیسان، رنو، برلیانس و سایپا فعالیت می‌کند.

شرکت پارس خودرو در سال ۱۳۳۵ به عنوان یک شرکت تولیدی و بازرگانی در زمینه خودروهای جیپ فعالیت خود را آغاز و از آن دوران تاکنون اقدام به تولید و مونتاژ انواع خودروهای سواری و دو دیفرانسیل در ایران نموده‌است.  گروه سايپا ( شامل شرکت سایپا، نيوان ابتكار و سرمايه‌گذاري رنا) با در اختیار داشتن 87 درصد از سهام پارس خودرو، بزرگترین سهام‌دار آن به‌شمار می‌آید. بخشی از سهام پارس خودرو نیز در بازار بورس اوراق بهادار تهران معامله می‌شود. خاطره‌انگيزترین خودروی تولیدی پارس‌خودرو، نیسان پاترول نسل سوم (۱۶۰ و ۲۶۰) بوده، که با وجود بومی‌سازی و ساخت قطعات اصلی آن نظیر موتور، توسط سایپا، در سال ۱۳۸۲ به‌طور کامل از رده خارج گردید. با این حال بسیاری از علاقه‌مندان و مکانیک‌های ایرانی با کاهیدن مصرف سوخت و تغییرطراحی موتور، از آن یک خودروی آفرود یا حتی یک SUV لوکس ساخته‌اند.

متن كامل در ادامه مطالب

ادامه نوشته

خودروسازی سایپا از تولید ژیان تا امروز

 

 خودرویی که هرگز چپ نمی‌کند


سایپا در سال ١٣٤٥ توسط یک لبنانی ایرانی‌تبار به نام آنتوان آیسه تاسیس شد. آیسه، زمینی را که امروزه محل کارخانه مرکزی سایپا است متری سه ریال از ارتش خرید و این کارخانه را در آن بنا نهاد. سایپا کار خود را با تولید محصولات سیتروئن فرانسه آغاز کرد و تا مدت‌ها این نام را به عنوان بخشی از نام خود یدک می‌کشید. کلمه «سایپا» که در ابتدا «سایپاک» بود از ابتدای کلمات عبارت فرانسوی
" Société anonyme iranienne de production des Automobile Citroen"
گرفته شده است. در سال‌های ١٣٢٨ و ١٣٢٩ شرکت‌هایی به نام «شبدیز» و «سیرمات» نمایندگی سیتروئن در ایران را داشتند. قبل از سایپا، ایرانیان با محصولات سیتروئن آشنایی داشتند ولی با توجه به تنوع خودروهای آن زمان، برندهای آمریکایی، محبوبیت بیشتری داشت و خرید اول ایرانیان بود. با این وجود آیسه تصمیم گرفت خودرویی ارزان‌قیمت و قابل خرید برای قشر متوسط تولید کند و می‌دانست که بازار ایران تشنه آن است. در آن زمان برادران کاشانچی، فیات ١١٠٠ را در ایران مونتاژ می‌کردند. شرکت بازرگانی جیپ ایران (بعدا جنرال موتور ايران و پارس خودرو فعلي) نیز توسط جعفر اخوان مشغول مونتاژ جیپ شهباز و وانت سیمرغ بود و برادران خیامی هم کمی آن‌طرف‌تر کلنگ اولیه ساخت‌و‌ساز تولید پیکان را به زمین زده بودند. در همان زمان، تولید مدل سیتروئن دایان که در ایران ژیان نامیده می‌شد، آغاز شد. در ابتدا ژیان در دو مدل سواری و وانت به نام «آکا» تولید شد. امکانات و فضای تولید بسیار کوچک و محدود بود. خودروهای دو سیلندر، برای اینکه بتوانند خود را در دل خریداران ایرانی جا کنند راه درازی در پیش داشتند! قیمت پایین ژیان، یک مزیت مهم به شمار می‌رفت و به آرامی قشر متوسط روی خوشی نسبت به آن نشان داد. در سال اول ٢٦٣ دستگاه آکا و ٦١ دستگاه ژیان سواری تولید شد. قیمت این خودرو در اوایل عرضه حدود هشت هزار تومان بود. در سال‌های بعد و در دهه ٥٠ به سیزده هزار تومان رسید. سیستم تعلیق مستقل این خودرو عالی بود و به راحتی باعث پایداری خودرو می‌شد. ترمزها هیدرولیک و دارای گیربکس چهارسرعته بود و با وجود موتور ضعیف به دلیل وزن کم، به‌خوبی می‌توانست حرکت کند. ژیان خیلی زود به «خودرویی که هرگز چپ نمی‌کند»، مشهور شد. اما در دهه ٥٠ شمسی نتوانست با رقبای به‌روز خود مقابله کند، بنابراین خودرویی کوچک و سبک با موتوری به حجم ٩٥٠ سی‌سی به نام رنو ٥ وارد بازار ایران شد. در اردیبهشت سال ١٣٥٤ «سیتروئن» از نام شرکت حذف شد و به این ترتیب نام شرکت به «سایپا» تغییر پیدا کرد. سایپا در ۱۶ تیرماه ۱۳۵۸ طبق قانون «حفاظت از صنایع» یا همان بند "ج" به مالکیت دولت در آمد و از آذر سال ۱۳۶۰ تحت سرپرستی سازمان گسترش و نوسازی صنایع ایران قرار گرفت. سایپا در ابتدای دهه ۷۰ شمسی با آغاز مونتاژ کیا پراید با نام «صبا» برای مدل صندوقدار و «نسیم» برای نمونه هاچ‌بک نفسی تازه کرد. پراید به یک خودروی مدرن و در عین حال خوش‌قیمت و خوش‌تعمیر برای مردمی که طی سال‌های جنگ تحمیلی، از خودروهای به یادگار مانده از دوران پیش از انقلاب اسلامی یا اندک محصولات تولید داخل مانند پیکان استفاده می‌کردند تبدیل شد. پراید توانست با تکیه بر مشخصات فنی قابل قبول، شتاب اولیه مناسب، تعمیر و نگهداری ساده و ارزان جای خود را نزد عموم مردم باز کند. سایپا در سال ١٣٧٤ در بورس اوراق بهادار تهران پذیرفته شد و بعد از آن در دی ۱۳۸۷ به موجب قانون بودجه کشور ۵۱ درصد از سهام آن، در بورس واگذار گردید. در سال ۱۳۸۹ با تصویب مجمع فوق‌العاده اکثریت، هیئت‌مدیره آن به بخش خصوصی واگذار شد. مونتاژ و ورود ریو در ابتدای دهه ٨٠ و معرفی محصولات جدید در دهه نود که از آن به عنوان دوران شکوفایی در سایپا یاد می‌شود، راهی متفاوت از گذشته در برابر این خودروسازی قرار داد.


خودروسازی سایپا از سال ١٣٦٠ تاکنون دوازده بار مدیریت خود را تغییر داده است. تورج منصور(١٣٦٣-١٣٦٧)، منوچهر غروی (١٣٦٧-١٣٧٣)، بهرام شریعت (١٣٧٣- ١٣٧٦)، سیف‌اله ابراهیمی(١٣٧٦-١٣٨٠)، احمد قلعه‌بانی(١٣٨٠-١٣٨٦)، مهرداد بذرپاش(١٣٨٦-١٣٨٨)، نعمت‌اله پوستین‌دوز(١٣٨٨-١٣٩٢)، سعید مدنی(١٣٩٢-١٣٩٤)، مهدی جمالی(١٣٩٤-١٣٩٦)، محسن قاسم جهرودی(١٣٩٦-١٣٩٧)، محمدرضا سروش(آبان ١٣٩٧- ٣٠ دی١٣٩٧) و میرجواد سلیمانی(1 بهمن ١٣٩٧- 22 دي 1400) , محمدعلي تيموري ( 22 دي 1400 تاكنون)  از سکانداران سایپا بوده‌اند.
 

روایت رضا نیازمند از شکل‌گیری صنایع سنگین در ایران

 

تاسیس سازمان گسترش و راه‌اندازی ذوب‌آهن

 یکی از پایه‌گذاران صنعت خودرو در ایران بود. سال ۱۳۴۶ سازمان گسترش و نوسازی صنایع ایران را تاسیس کرد و تا سال ۱۳۵۰ رئیس هیأت عامل این سازمان بود. البته تاثیرگذاری خود بر صنعت را پیشترها و از معاونت وزارتخانه آغاز کرد و بعدها با استعفا از ریاست سازمان گسترش و نوسازی به دیگران فرصت حضور داد. مجله «تجارت فردا» که یکی از نشریات گروه رسانه‌ای «دنیای‌اقتصاد» است سال ۱۳۹۵ گفت‌وگویی مفصل و خواندنی با او انجام داد و با یادآوری خاطرات، تاریخ صنعت خودرو‌سازی را روایت کرد. نیازمند سرانجام در آذرماه ۹۶ درگذشت. بخش دوم این گفت‌و‌گو در ادامه از نظر خواهد گذشت.

تاسیس سازمان گسترش و راه‌اندازی ذوب‌آهن

 تاثیر ایران‌ناسیونال در بازار خودروی ایران چه بود؟

وقتی ما به خیامی‌ها مجوز دادیم پنج هزار اتومبیل سواری وارد ایران می‌شد. سال اول که خیامی تولید کرد، ۱۵ هزار اتومبیل داخلی وارد بازار شد که همه فروش رفت. قیمت آن را هم ما در وزارت اقتصاد تعیین می‌کردیم که در ابتدا ۱۴ هزار تومان بود ولی بعد از اینکه خیامی‌ها گفتند سودی برای ما ندارد و ما باید بهره وام را هم پرداخت کنیم قیمت به ۱۶ هزار تومان افزایش پیدا کرد.

اتومبیل‌های ساخت خیامی هنوز هم در برخی خیابان‌ها دیده می‌شود که ناله می‌کند اما راه می‌رود زیرا اصولی ساخته می‌شد. خیامی‌ها برای صنعت خودرو حقیقتا کمک شایانی کردند. برادر کوچک خیامی‌ها البته تاثیرگذاری بیشتری داشت. بعد از آغاز موفقیت‌آمیز ایران‌ناسیونال، برادران خیامی در یک باغ بزرگ مهمانی مفصلی برگزار کردند که من هم دعوت بودم و رفتم.

مشغول غذا خوردن بودم که خانمی آمد و خود را همسر خیامی معرفی کرد و گفت که از شوهرش شکایت دارد! تعجب کردم زیرا خیامی را مرد بسیار خوبی می‌شناختم. خانم گفت من یک دست مبل از این مرد می‌خواهم که در شرایط فعلی که اسم و رسمی پیدا کردیم و آدم‌های مهمی به منزل ما رفت و آمد دارند، بتوانیم آبرومند پذیرایی کنیم درحالی که مبل‌های منزل شکسته و خراب هستند.

اما خیامی همیشه می‌گوید برای خرید ماشین‌آلات برای کارخانه نیاز به پول دارد و مبل اولویت نیست. این برای من خیلی جالب بود که صنعت خودرو طوری است که هر کسی وارد این عرصه می‌شود عاشق آن می‌شود و تمام دار و ندار خود را در آن هزینه می‌کند. خیامی هم این کار را کرد؛ هر‌چه داشت را در ایران‌ناسیونال هزینه کرد. به‌طوری که بعد از انقلاب من یاد حرف این خانم افتادم. در آن شرایط خیامی هم فرار کرده بود و کارخانه را هم مصادره کرده بودند. من لندن بودم و فکرکردم نکند که مشکل مالی داشته باشد.

روزی او را دیدم و پرسیدم که آیا در‌آمدی داری که گذران زندگی کنی؟ گفت خیالت راحت باشد روزی که من رفتم برای قرار‌داد با انگلیسی‌ها، طرف انگلیسی به من توصیه کرد که در این قرار‌داد یدکی‌ها را نگذار و برای تامین قطعات یدکی قرار‌داد جداگانه‌ای به نام خودت ببند، نه شرکت ایران‌ناسیونال. تو اگر بنا بر هر دلیلی از کارخانه بروی هزینه حاصل از خرید و فروش قطعات یدکی فقط به تو تعلق می‌گیرد.

حق‌الزحمه این قرار‌داد ۱۵ درصد برای فروش هر قطعه بود. یعنی از زمان آغاز تولید پیکان در ایران هر قطعه یدکی برای پیکان از انگلیسی‌ها خریداری شده است ۱۵ درصد آن سهم خیامی‌ها بوده است. خیامی گفت وقتی که بعد از انقلاب به انگلیس رفتم از آنجا که این قرار‌داد قابل حذف نبود من درآمد خوبی دارم. زیرا به نام شرکت نبود که مصادره و ملی شود.

ادامه نوشته

روایت تاریخی از ساخت خودرو در ایران

صنعت خودرو چگونه پایه‌گذاری شد؟

 

 رضا نیازمند یکی از پایه‌گذاران صنعت خودرو در ایران بود. سال ۱۳۴۶ سازمان گسترش و نوسازی صنایع ایران را تاسیس کرد و تا سال ۱۳۵۰ رئیس هیأت عامل این سازمان بود. البته تاثیرگذاری خود بر صنعت را پیشترها و از معاونت وزارتخانه آغاز کرد و بعدها با استعفا از ریاست سازمان گسترش و نوسازی به دیگران فرصت حضور داد. مجله «تجارت فردا» که یکی از نشریات گروه رسانه‌ای «دنیای‌اقتصاد» است سال ۱۳۹۵ گفت‌وگویی مفصل و خواندنی با او انجام داد و با یادآوری خاطرات، تاریخ صنعت خودرو‌سازی را روایت کرد. نیازمند سرانجام در آذرماه ۹۶ درگذشت. این گفت‌وگو در دو بخش منتشر خواهد شد.

روایت تاریخی از ساخت خودرو  در  ایران

 صنعت خودرو در ایران از کجا شروع شد؟

تاریخ صنعت خودرو ایران تا پیش از سال ۱۳۴۰ خلاصه می‌شد در دو کارخانه مونتاژ. یکی شورولت که آقای اخوان داشت و یکی مونتاژ فیات ایتالیا. اما فیات خیلی جدی نبود؛ یک گاراژ بود که قطعات را از ایتالیا می‌آوردند و در آنجا سوار می‌کردند و می‌فروختند.اما اخوان که در ابتدا قرار بود قطعات را از آمریکا بیاورد و سوار کند، گفته بود یک بخشی از مونتاژ را در آمریکا انجام دهند و بیاورند و این آرام‌‌آرام تبدیل شد به اینکه یک شاسی می‌آوردند که موتور روی آن سوار بود و دیگر حالت مونتاژ را هم نداشت. تا اینکه دولت علم در سال ۱۳۴۰ روی کار آمد و دکتر عالیخانی وزیر اقتصاد شد و من معاون صنعتی وزارتخانه شدم. در اولین اقدام فشار آوردیم که این دو کارخانه تعطیل شوند.فیات به سرعت تعطیل کرد زیرا خودش هم قبول داشت که کار بی‌خودی انجام می‌دهد. اخوان مقداری مقاومت می‌کرد و تعداد زیادی جیپ را به همین ترتیب ساخت زیرا در روستاهای ایران خان‌ها و ملاکین همه درخواست جیپ داشتند.

ادامه نوشته

برادران زیمنس چطور شروع کردند؟

 

امروزه شرکت زیمنس در زمینه تولید تجهیزات مخابراتی و نورپردازی، لوازم خانگی، انواع قطار، تجهیزات تولید برق، سیستم‌های خودکارسازی، اتوماسیون صنعتی، تجهیزات پزشکی و سامانه‌های اعلام حریق فعالیت می‌کند. عملیات شرکت زیمنس به چهار بخش اصلی انرژی، صنعتی، پزشکی و زیرساخت‌های شهری تقسیم می‌شود.

تاریخچه پیدایش شرکت بزرگ زیمنس – برادران زیمنس چطور شروع کردند؟

 ‌امروزه شرکت زیمنس در زمینه تولید تجهیزات مخابراتی و نورپردازی، لوازم خانگی، انواع قطار، تجهیزات تولید برق، سیستم‌های خودکارسازی، اتوماسیون صنعتی، تجهیزات پزشکی و سامانه‌های اعلام حریق فعالیت می‌کند.

عملیات شرکت زیمنس به چهار بخش اصلی انرژی، صنعتی، پزشکی و زیرساخت‌های شهری تقسیم می‌شود. هم‌اکنون شمار کارکنان زیمنس بالغ بر ۳۶۰ هزار نفر می‌باشد، که در ۱۹۰ کشور جهان اشتغال دارند. دفتر مرکزی این شرکت در شهر مونیخ، آلمان قرار دارد. اما این شرکت از کجا کارش را شروع کرد؟

سابقهٔ تبادل اطلاعات قدمتی به اندازه جامعهٔ بشری دارد، اما با آغاز عصر الکتریسیته در قرن نوزدهم، افزایش سرعت و حجم انتقال اطلاعات، انقلابی در فن‌آوری ارتباطات پدید آورد.

برای درک چنین تحولی، توجه به تاریخ پروس و خانوادهٔ زیمنس از آن کشور راه‌گشاست. در شرایطی که پروس راه صنعتی شدن را می‌پیمود و در آن کشور بر تعداد شرکت‌های سرمایه‌گذار در صنایع مختلف افزوده می‌شد، شرکت‌های برادران زیمنس از موقعیتی ممتاز در فن‌آوری ارتباطات و تولید تجهیزات الکتریکی برخوردار گردیدند.

در پروس این خانواده با بهره‌گیری از نظام کارآمد اداری دولتی، پیوندهای خانوادگی و نوآوری‌های تجربه‌محور و دسترسی به بازارهای جهانی، طرح‌های بزرگی را به اجرا درآورد که نقاط مختلف جهان را به هم متصل و نیز امکان ارسال پیام‌ها را در زمانی کوتاه میسر کرد. این پیشرفت‌ها، علاوه بر این که پایه‌های لازم را برای تکوین این فن‌آوری در قرن بیستم فراهم نمود، بر حجم مبادلات تجاری و فرهنگی و نیز بر سرعت تحرکات دیپلماتیک و نظامی افزود.

در این نوشته، چگونگی برآمدن زیمنس‌ها و زمینه‌های منجر به نقش‌آفرینی آنان در انقلاب ارتباطات را در سالهای ۱۸۴۷-۱۸۷۰ مورد بررسی قرار گرفته است.

متن كامل در ادامه مطالب

ادامه نوشته

دانستن تفاوت «استراتژی» و «تاکتیک» زندگی شما را متحول می کند!

 چرا گاهی به اهدافمان دست پیدا نمی کنیم؟! به‌این‌علت که در هدف‌گذاری‌ها، یک اشتباه استراتژیک بسیار بزرگ و مهم صورت می‌گیرد؛ و این اشتباه همین‌طور ادامه پیدا می‌کند. به قول معروف، «خشت اول چون نهد معمار کج/ تا ثریا می‌رود دیوار کج» حالا اینجا، یک خشت اول نادرستی گذاشته‌شده و هرچقدر پیش می‌رود، به نتیجه‌ای نمی‌رسد. این خشت اول کج و این اشتباه استراتژیک مهم چیست؟


در ابتدا باید چند تا تعریف را مرور کنیم؛ بهتر است این تعریف‌ها را، از زبان نظامیان بشنویم :

 

 

طراحان نظامی معتقدند که هدف، یعنی چیزی که یک عملیات نظامی، به سمت‌وسوی آن متمرکز شده است؛ یک‌چیز روشن، قاطع و نائل شدنی. پس‌ازاین تعریف، به دو تعریف بسیار بسیار مهم دیگر هم خواهیم رسید :


تفاوت تاکتیک و استراتژی
    
طراحان نظامی در تعریف استراتژی، گفته‌اند که اهدافی است که در یک عملیات نظامی، قرار است به دست بیاید. مثل این‌که ما قصد داریم فلان منطقه را تصرف کنیم یا قصد داریم فلان نیروگاه را از کار بیندازیم و امثالهم…

 دانستن تفاوت «استراتژی» و «تاکتیک» زندگی شما را متحول می کند!


طراحان نظامی در تعریف تاکتیک نیز گفته‌اند که، چگونگی عملیاتی شدن استراتژی، می‌شود تاکتیک.

برای مثال؛ شما می‌خواهید فلان منطقه را تصرف کرده و به اشغال خود دربیاورید. این، یک استراتژی روشن است.

اما چگونه؟ این، می‌شود تاکتیک.


مثلاً ما قصد داریم شبیخون بزنیم و در فلان منطقه که دشمن ضعف دارد، عملیات کرده و از اصل غافلگیری استفاده کرده و مهم‌ترین ستاد فرماندهی دشمن را تصرف کنیم. این، می‌شود یک تاکتیک روشن.

یا ما قصد داریم ده هزار چترباز را شبانه، در فلان نقطه‌ضعف دشمن پیاده کرده و عملیاتی برق‌آسا را علیه سیستم‌های فرماندهی‌اش انجام بدهیم. این، می‌شود یک تاکتیک.

 

متن كامل در ادامه مطالب

ادامه نوشته

طرز تفکر خرچنگی چیست؟!

دلیل عجیب مرگ خرچنگ‌ها در جعبه!

طرز تفکر خرچنگی در یک گروه و تیم معنا پیدا می‌کند و آن زمانی است که اعضای یک گروه، که هدفی تقریبا یکسان و مشابه دارند، تلاش‌های یک نفر یا تعداد بیشتری را به دلایل مختلف از جمله دشمنی، حسد، توطئه و... از بین برده

 در اینجا می‌خواهیم درباره یک نوع طرز تفکر صحبت کنیم. طرز تفکری که به «طرز تفکر خرچنگی» معروف است و در در اصطلاح به آن خرچنگ‌ها در جعبه گفته می‌شود. اگر بخواهیم آن را در یک جمله تعریف کنیم این است: «اگر من نمی‌توانم چیزی را داشته باشم پس تو هم حق داشتن آن را نداری».

 

                       دلیل عجیب مرگ خرچنگ‌ها در جعبه

 

 
اما ارتباط این موضوع به خرچنگ‌ها در چیست؟! 

اگر شما چند خرچنگ را درون یک جعبه یا چیزی شبیه آن بیندازید، آنها می‌توانند به راحتی از آن خارج شوند، ولی این اتفاق نمی‌افتد. می‌دانید چرا؟! چون هر خرچنگی که بخواهد از جعبه بیرون بیاید، بقیه خرچنگ‌ها او را پایین می‌کشند و مانع نجات او می‌شوند. این قضیه تا جایی ادامه پیدا می‌کند که همه خرچنگ‌ها یکی پس از دیگری می‌میرند و هیچ یک نجات پیدا نمی‌کنند، در حالی که همه آن‌ها می‌توانستند به راحتی از جعبه بیرون بروند.

 

                دلیل عجیب مرگ خرچنگ‌ها در جعبه                         دلیل عجیب مرگ خرچنگ‌ها در جعبه

 

 

طرز تفکر خرچنگی در یک گروه و تیم معنا پیدا می‌کند و آن زمانی است که اعضای یک گروه، که هدفی تقریبا یکسان و مشابه دارند، تلاش‌های یک نفر یا تعداد بیشتری را به دلایل مختلف از جمله دشمنی، حسد، توطئه و... از بین برده و خنثی کرده و در مسیر حرکت او سنگ اندازی کنند.

و سرانجام اینکه این طرز تفکر باعث می‌شود که نه تنها هیچ یک از اعضای تیم موفقیتی به دست نیاورند، بلکه همه تلاش‌های آنان نیز یکی پس از دیگری از بین برود. در سیستم‌های مدیریتی پیشرفته، مدیران تلاش می‌کنند تا این طرز تفکر مختل کننده را از بین ببرند و روح همدلی و کار گروهی را با راهکارهایی خاص و ویژه در میان کارکنان خود رواج دهند.

 

منبع :   تابناک باتو

میلیاردرها از قانون 168 پیروی می‌کنند

یکی از دلایلی که به چاد کوپر، مشاور و تاجر موفق، بسیار علاقه‌مندم این است که او اغلب در مورد مسائل بدیهی، به یک نکته درخشان می‌رسد؛ چیزی که همواره جلوی چشم بوده و آن را نمی‌دیدم. یکی از این نکات درخشان قانون 168 است که به محض آشنایی با آن به این نتیجه می‌رسید چرا این قانون توازن قابل‌توجهی در زندگی شما ایجاد می‌کند. قانون 168 چیست؟ صد و شصت و هشت تعداد کل ساعاتی است که هر یک از ما در یک هفته کامل در اختیار داریم؛ نه بیشتر و نه کمتر. چیزی که افراد فوق موفق را از افراد معمولی متمایز می‌کند، کاری است که این افراد با این تعداد ساعت انجام می‌دهند. افراد خیلی ثروتمند و کاملا موفق همگی زندگی‌های فوق‌العاده دارند. چگونه است که ریچارد برنسون می‌تواند همزمان مالک چند شرکت باشد و همچنان وقت داشته باشد که در اسکی روی آب خبره شود، درحالی‌که بسیاری از ما چون نمی‌توانیم بین کار و بسیاری از جنبه‌های زندگی‌مان توازن برقرار کنیم، همواره دچار استرس کم آوردن زمان هستیم؟ قانون 168 را نمی‌توان نقض کرد، اما هر کس بر آن تسلط یابد، از زندگی خود بهره کامل می‌برد و افرادی که آن را نادیده می‌گیرند، به ضرر خودشان عمل کرده‌اند.

 زمان، تنظیم‌کننده بزرگ زندگی

زیبایی این قانون در آن است که مهم نیست چقدر ثروتمند یا موفق هستید؛ چون همه هر هفته فقط همان 168 ساعت را دارند. هر چقدر هم پول داشته باشید، نمی‌توانید تعداد ساعات بیشتری را بخرید، اما می‌توانید ساعات موجود خود را به دیگران بفروشید. این همان چیزی است که ثروتمندان آن را «اهرم» زندگی می‌نامند. شما همین الان هم از این اهرم در زندگی خود استفاده می‌کنید. آیا کسی هست که در فواصل معین برای مرتب کردن باغچه یا تمیز کردن منزل شما بیاید؟ یا شاید برای یک دستیار مجازی سرمایه‌گذاری کرده‌اید. در این صورت به قدرت اهرم پی می‌برید. مساله این است که آیا از اهرم موجود استفاده می‌کنید و یا با اهرمی که دیگران در زندگی شما دارند، کنترل می‌شوید؟ در فیلمنامه یک نفر دیگر هستید یا خودتان سرپرست نویسنده فیلم خودتان هستید؟» شادترین و موفق‌ترین افراد نه تنها به قدرت اهرم پی برده‌اند، بلکه در ضمن می‌دانند زمان ارزشمندترین کالای آنها است. بنابراین آن را تلف نمی‌کنند. آنها به جای اینکه اجازه دهند دیگران هفته‌ها را برایشان برنامه‌ریزی کنند، خودشان زمان را برای برنامه ریختن به‌کار می‌برند.

 لیست انجام کارها را دور بیندازید

بیشتر افرادی که می‌بینیم از بدترین روش ممکن برای برنامه‌ریزی استفاده می‌کنند: تهیه لیست انجام کارها. با ایجاد یک لیست فشرده از کارهایی که باید انجام دهید، بدون اینکه آنها را اولویت‌بندی کنید و بعد تلاش برای حذف کردن کارهایی که نمی‌رسید انجام دهید، اجازه می‌دهید دیگران به راحتی آیتم‌هایی را به لیست‌تان اضافه کنند. پس از مدتی به جایی می‌رسید که سرعت حذف کردن کارهایی که باید انجام شوند، از اضافه کردن آنها بیشتر می‌شود و به تدریج احساس بیهوده بودن می‌کنید و کارهایی که مشخص کرده بودید، به ندرت انجام می‌شوند. کار به جایی می‌رسد که این لیست به منبع ناراحتی و استرس شما تبدیل می‌شود و باید از آن دوری کنید. شاید حتی اگر هیچ لیستی نداشتید، کارها بهتر انجام می‌شد! به جای تهیه چنین لیستی، 168 ساعت‌تان را بین نقش‌های متمایزی که برای خودتان ایجاد کرده‌اید، تقسیم کنید. اگر ساعات خوابتان را در هفت روز هفته از این تعداد ساعت کم کنید، بین 112 تا 126 ساعت برای شما باقی می‌ماند. از این پس، باید تصمیم بگیرید که چگونه می‌خواهید دستاوردهای مورد نظرتان در زندگی را با توجه به ساعات باقی مانده به حداکثر برسانید. آیا می‌خواهید همسر و پدر یا مادری فوق‌العاده باشید؟ چند ساعت در هفته برای رسیدن به این هدف نیاز دارید؟ اگر هر هفت روز هفته و هر روز 12 ساعت کار می‌کنید، یعنی هفته‌ای 84 ساعت را به‌کار اختصاص می‌دهید و در این صورت تنها 42 ساعت برایتان باقی می‌ماند. اگر دو تا چهار ساعت تماشای تلویزیون در روز را به آن اضافه کنید (28 ساعت در هفته)، تعجبی ندارد که به فردی پر از استرس تبدیل خواهید شد.

 کنترل تقویم

قبل از آنکه یک زندگی فوق‌العاده برای خودتان طراحی کنید، ابتدا باید کشف کنید بیشترین وقتی که صرف می‌کنید در کجا است. برخی از موفق‌ترین افراد دنیا مانند توماس ادیسون و آلبرت انیشتین، با ثبت هر 15 دقیقه از زمانی که بیدار می‌شدند تا وقتی شب به رختخواب می‌رفتند، زمان خود را پیگیری و برنامه‌ریزی می‌کردند. این کار به آنها کمک می‌کرد بدانند وقتشان را به چه کارهایی اختصاص داده‌اند و برای اولویت‌بندی مهم‌ترین آیتم‌ها چه تغییراتی لازم است. البته ابزارهای جالب دیگری هم وجود دارند که می‌توانند راهنمای شما باشند؛ از جمله «روش برنامه‌ریزی سریع» (PRM) تونی رابینز که نسخه رایگان آن قابل دانلود کردن است. همچنین برنامه کتاب صوتی او کمک می‌کند نگاه خود را نسبت به مدیریت زمان تغییر دهید. به‌طور کلی، روانشناسی و نداشتن هدف است که باعث می‌شود به جای تعمق در کارهایی که می‌دانید می‌خواهید انجام دهید، آنها را به تعویق بیندازید. 

منبع : دنياي اقتصاد  

 

آشنایی با رشته مدیریت اجرایی و MBA

تجارب موجود در فرآیند توسعه اقتصادی در کشورهای توسعه‌یافته و نوپای صنعتی نشان می‌دهد که توان مدیریت یکی از اهرم‌های قوی و محرک‌های اصلی توسعه است‌[2]. توسعه کشور و ارتقاء استاندارد زندگی در آن مستلزم بهبود و ارتقاء مدیریت در سازمان‌های اقتصادی و اجتماعی است. با بهبود مدیریت است که می‌توان بهره‌وری را افزایش داد و از ظرفیت‌ها و امکانات موجود، کالا و خدمات بیشتری را تولید نمود و ظرفیت‌های زیادتری را بوجود آورد[1].

بهبود مدیریت نیز مستلزم آگاهی و تسلط به دانش مدیریت است. امروزه مدیریت به عنوان یکی از شاخه‌های معرفت بشری پیشرفت زیادی نموده است و آموزش و تحقیق در زمینه آن گسترش فراوانی یافته است. با توجه به اهمیت دانش مدیریت در رشد و ارتقاء سازمان‌ها و جوامع، نظام‌های عالی کشورها آموزش و تحقیق در حوزه مدیریت را از نظر کیفی و کمی به سرعت توسعه داده‌اند. نیاز به تقویت و تجهیز کادر مدیریت بخصوص در سطح اجرایی، در کشور ما نیز به خوبی احساس شده است. کشور ما اکنون نیازمند مدیرانی است که بتوانند با بهره‌گیری از آخرین دستاوردهای دانش مدیریت و تجارب کشورهای صنعتی و نیز در نظر گرفتن شرایط بومی، وظایف خویش را در رهبری و مدیریت به ویژه در زمینه‌های برنامه‌ریزی، سازماندهی، هماهنگی و کنترل، مدیریت منابع انسانی و بالاخره نوآوری و تحول، به نحوی موثرتر از گذشته انجام داده و راه را برای توسعه اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی هموار کنند‌[1].

یکی از زمینه‌های بارز توسعه و آموزش مدیریت ایجاد رشته کارشناسی ارشد مدیریت اجرایی و MBA در کشورهای مختلف جهان است. این رشته به سرعت نخست در آمریکا و کشورهای صنعتی و سپس در کشورهای در حال توسعه موفق، گسترش یافته است[1].

دوره کارشناسی ارشد مدیریت اجرایی (EMBA) یا Executive Master of Business Administration به منظور ‌پرورش مدیران کارآمد جهت اداره سازمان‌های اقتصادی- اجتماعی، تولیدی و خدماتی طراحی شده است[1].

فارغ‌التحصیلان دوره‌های کارشناسی و مخصوصاً فارغ‌التحصیلان دوره‌های فنی و مهندسی وارد این دوره شده و در یک آموزش فشرده و پرکار به فراگیری دانش و فنون مدیریت می‌پردازند[1].

ترکیب دانش تخصصی دوره کارشناسی و آگاهی به دانش و فنون مدیریت کارشناسی ارشد، از فارغ‌التحصیلان این دوره مدیران کارآمد و موثری می‌سازد که در افزایش کارآیی و رشد سازمان‌های اقتصادی- اجتماعی تأثیر بسزایی دارند. به خاطر کسب همین توانایی‌هاست که در 3 دهه اخیر دوره‌های MBA در کشورهای مختلف جهان بسرعت گسترش یافته و تنها در کشور آمریکا حدود 700 موسسه آموزش عالی دوره MBA ارائه می‌دهند[1].

به طور خلاصه هدف این دوره پرورش افرادی است که قادر باشند در زمینه‌های ذیل انجام وظیفه نمایند:

1) اداره و راهبری موثر و کارآمد سازمان یا یک بخش تخصصی از آن نظیر بخش‌های تولیدی، بازاریابی و فروش، اطلاعات و مالی.

2) ارائه خدمات مشاوره‌ای و مطالعاتی در زمینه‌های مزبور به مدیران سازمان‌های اقتصادی و اجتماعی.

3) کارآفرینی با ایجاد فعالیت‌‌های جدید در درون سازمان و یا ایجاد سازمان‌‌های جدید.

4) فعالیت‌های آموزشی و پژوهشی در دانشگاه‌ها و سازمان‌های تحقیقاتی، ارائه سمینارها و برگزاری دوره‌های آموزشی در سازمان‌های دولتی و خصوصی و ..

 

متن كامل در ادامه مطالب

ادامه نوشته

معرفي گروه MBA  دانشگاه تهران


گروه MBA در سال 1392 با انتزاع از گروه مدیریت بازرگانی و در راستای برنامه دانشگاه تهران جهت مدیریت متمرکز و یکپارچه اجرای رشته MBA در دانشکده مدیریت تاسیس گردید. در حال حاضر این گروه در مقطع کارشناسی در رشته مدیریت کسب و کارهای کوچک و در مقطع کارشناسی ارشد در رشته مدیریت کسب و کار (BMA) در گرایش های 7گانه استراتژی، بازاریابی، رفتار سازمانی و منابع انسانی، سیستم های اطلاعاتی و فناوری اطلاعات، عملیات و زنجیره تامین، فناوری و مالی پذیرش دانشجو دارد. همچنین این گروه علاوه بر برنامه­ ریزی برای گسترش فعالیت های بین رشته ای در مقاطع کارشناسی و کارشناسی ارشد، در مقطع دکتری (PhD) نیز از مهر ماه 1396 پذیرش دانشجوی دکتری مدیریت راهبردی را دست اجرا دارد. بعلاوه طراحی و اجرای برنامه های مشترک با مدارس کسب و کار بین المللی در دستور کار آینده گروه MBA قرار دارد.

اهمیت آموزش MBA:

امروزه در اقتصادهای توسعه یافته و نوظهور، توسعه کسب و کارهای نوین و مبتنی بر دانش و فناوریهای پیشرفته اهمیت بسزائی دارد. بعلاوه با ظهور دانشگاه های نسل سوم و کارآفرین، نقش روزافزون فارغ ­التحصیلان دانشگاهها در ایجاد و گسترش کسب و کارهای جدید مورد تاکید است. در این خصوص رشته مدیریت کسب و کار (MBA) به عنوان یکی از راهکارهای موثر در توسعه قابلیت و مهارت­های مرتبط با کسب و کار در بین فارغ­ التحصیلان مقطع کارشناسی رشته­ های مختلف دانشگاهی بویژه رشته­ های فنی و مهندسی، از جمله پرتقاضاترین رشته­ های دانشگاهی در سطح بین المللی و بویژه در کشورهای توسعه یافته می باشد. 
بر این اساس، گروه MBA تلاش دارد با جلب همکاری دیگر گروههای آموزشی دانشکده نسبت به گسترش فعالیت های بین رشته ای اقدام نموده و از طریق کمک به توسعه دانش و مهارت­های مدیریت کسب و کار در بین فارغ­ التحصیلان مقطع کارشناسی سایر رشته­ های دانشگاهی، پیوند مناسبی بین دانش فنی و مهارت کسب و کار در کشور برقرار نماید.

اهداف گروه MBA:

بر اساس نکات فوق، مهمترین اهداف مورد نظر گروه MBA عبارتند از:
- توسعه و تعمیق دانش کسب و کار در بین فارغ التحصیلان مقطع کارشناسی سایر رشته های دانشگاهی
- کمک به برقراری پیوند منطقی بین توسعه دانش فنی و ارتقاء مهارت کسب و کار در کشور
- تقویت جنبه کاربردی و عملی دانش مدیریت کسب و کار در کشور
- کمک به ارتقاء تعاملات صنعت و دانشگاه و افزایش سهم دانشگاه در کمک به توسعه محیط پیرامونی و تحقق مفهوم دانشگاه کارآفرین
- ارتقاء موقعیت بین المللی آموزش مدیریت در کشور با تمرکز بر کسب جایگاه مناسب در رتبه بندیهای بین­ المللی MBA

منبع : سايت دانشگاه تهران