تبليغات زيرحسي يا نامرئي، يكي از شيوه‌ها و شگردهاي نوين تبليغات پنهان به شمار مي‌رود. نخستين بار تبليغات زيرحسي به وسيله يك متخصص امور تبليغات به نام جيمز ويكاري به كار گرفته شد.

او هنگام نمايش فيلم اسپارتاكوس در سالن سينما، عبارت پاپ كورن بخوريد و كوكا بنوشيد را با سرعت يك سه هزارم ثانيه، بدون اطلاع قبلي بينندگان روي پرده سينما انداخت. پس از آن، تماشاگران در خلال فيلم تمايل زيادي به خوردن پاپ كورن و نوشابه كوكاكولا در خود احساس كردند. در اين شيوه، آگهي دهنده، پيام خود را به گونه‌اي طراحي مي‌كند كه از حاشيه‌هاي پايين گسترده شنوايي و بينايي مخاطبان بهره گيرد تا ضمير ناخودآگاه آنها را متاثر سازد. به اين منظور از شگردهاي مختلف الكترونيكي و رايانه‌اي و روانشناختي توأم استفاده مي‌شود. حاشيه‌هاي پايين گستره بينايي، شامل تشخيص ناخودآگاه صحنه‌هاي نمايشي گذرا در مدت‌زمان كوتاه است. چشم انسان، صحنه‌هاي نمايشي را كه مدت زمان آنها كمتر از حدود يك دوازدهم ثانيه باشد (مثلا يك بيستم ثانيه) نمي‌تواند تشخيص دهد.
در سال 1979 در چند فروشگاه زنجيره‌اي آمريكايي، در نوار موسيقي متداول در فروشگاه‌ها، صداي ضبط شده «من دزدي نمي‌كنم» را با شدت صوتي كم در هر چند ثانيه به موسيقي اضافه كردند، به طوري كه حس شنوايي خودآگاه آن را دريافت نمي‌كرد. طبق ادعا، ‌نتيجه اين شد كه در مدت نه ماه، تعداد سرقت‌ها در فروشگاه‌ها 37 درصد كاهش يافت.
حاشيه‌هاي پايين گستره شنوايي شدتي، شامل صداهايي با شدت حدود چند دسي‌بل كه در شرايط معمولي شنيده نمي‌شود و حاشيه‌هاي پايين گستره شنوايي بسامدي، شامل صداهاي داراي بسامد كمتر از 20 هرتز است.