مناصب مدیریتی در اشغال علوم انسانی نخوانده ها

 هفته نامه «امید جوان» در شماره جدید خود در مقاله ای به قلم «کامران محلوجی» به موضوع تصدی فارغ التحصیلان رشته های مهندسی و پزشکی در مناصب مدیریتی به جای دانش آموختگان علوم انسانی پرداخته و از آن با عنوان «الیگارشی استیم» یاد کرده است. 
   نام نویسی برای رشته های علوم انسانی در کشور روبه افزایش است. به گونه ای که در جلسه 137 کارگروه مشورتی ستاد راهبری اجرای نقشه جامع علمی کشور که با حضور محمدرضا مخبر دبیر شورای انقلاب فرهنگی که در آبان 93 برگزار شد نشان داده شد در بازه زمانی  «1382 تا 1392» نه تنها تعداد متقاضیان رشته های علوم انسانی سیر صعودی داشته بلکه تغییر رشته فارغ التحصیلان فنی و علوم پایه به علوم انسانی در مقطع تحصیلات تکمیلی 7 برابر تغیر رشته دانش آموختگان علوم انسانی به مهندسی و علوم پایه بوده و بخش عمده این سیر صعودی به خاطر رشته های مدیریتی است در حالی که مشاغل و پست های موجود متناسب با این نوع از فارغ اتحصیلان نیست.
این در حالی است که در ایالات متحده و به موجب گزارشی که در سال 2013 توسط اتحادیه دانشگاهی آمریکایی در مورد کارفرمایان منتشر شده   72 % از کارفرمایان به استخدام فرادی که  صرفا در حوزه خود تخصص دارد علاقه ای ندارند و از کالج ها و دانشگاها می خواهند  
بر توانایی هایی که در علوم انسانی به افراد آموخته می شود بیشترتاکید کنند.

 کریستین هنسلر مدیر گروه زبان دانشگاه یونیون آمریکا در مقاله ای که در اوت 2014 در مجله هافینگتن پست با عنوان «کارفرمایان به مهارت های علوم انسانی علاقه بیشتری نشان می دهند » نشان داد که 78 در صد از کارفرمایان بیشتر به استخدام داوطلبانی علاقه دارند که نسبت به مسائل جهانی و جوامع و فرهنگ های خارج از امریکا آشنایی داشته باشند.

هشتاد درصد دیگر معتقد بودند که مهارت برقراری ارتباط شفاهی و نوشتاری مهمترین موضوع است . 82 درصد از کارفرمایان داووطلبانی را ترجیح می دهند که توانایی و دانش اجتماعی قوی تری دارند تا بتوانند با جامعه ارتباط برقرار کنند.

هنسلر در ادامه به منبع تحقیق خود اشاره می کند و می گوید:

همگی (تحلیل گران مسائل شغلی) معتقدند مهارت های مورد نظر کارفرمایان در علوم انسانی پیدا می شود و به استخدام پنج هزار دانشجو دارای مهارت علوم انسانی در شرکت گوگل ادامه می دهد و دلیل کار شرکت را این گونه عنوان می کند:

به نظر مدیران این شرکت , برقراری ارتباط با کاربران , بیش از آن که منوط به توانایی تکنیکی صرف باشد, نیاز به درک صحیح افراد و شناختن آن دارد و این درک با علوم انسانی به دست می آید.
بنا بر این می توان گفت وقت آن رسیده که یک کاندیدای ریاست جمهوری در سخنرانی تبلیغاتی خود با لبخند و در حالی که شیشه عینک خود را پاک می کند اعلام دارد:

وقت آن رسیده که همه چیز در جای خود  قرار گیرد , لطفا پست های مدیریتی مرتبط با علوم انسانی و مدیریت را به فارغ التحصیلان همین رشته ها واگذار کنید. خواهید دید  جنبش علوم انسانی در کشور چگونه شکل خواهد گرفت. 

مقاله كامل در ادامه مطلب

چگونه بنگاه‌های ساده راه‌اندازی کنیم؟

تاسیس یک استارت‌آپ کار سختی است. در بحبوحه شلوغی‌ها، هیجان و زرق و برقی که این روزها در توصیف کارآفرینی وجود دارد، این یک واقعیت است. شما نیاز دارید:
• با بازیگران ترازاولی که رویکرد، ارزش‌ها، ماموریت، اهداف و روابط احساسی را با شما به اشتراک می‌گذارند، اما مهارت‌ها و دانش‌ تکمیلی برای شکل‌دهی به تیم هسته‌ای شما را در اختیار دارند، کار کنید. 
• مطمئن شوید از نردبان مناسب بر روی دیوار مناسب بالا می‌روید؛ یعنی باید بازار رو به رشد مناسب را شناسایی کرده و هدف قرار دهید. 
• از طریق محصول و یا خدمات نوآورانه خود، ارزش اساسی به مشتریان بدهید. 
• خودتان را در صحنه رقابت متمایز کنید، در ضمن اینکه به یاد دارید خودتان و تیم‌تان در خدمت چه کسانی هستند. 
• همواره نوآوری داشته باشید. 
به‌عنوان موسس یک شرکت تنها یک شغل ندارید، بلکه مسوولیت ده‌ها کار با شما است: رهبری تیم، استخدام‌کننده، تولیدکننده محصول، بازاریاب، فروشنده، جذب مشارکت، تامین‌کننده مالی، مدیر، برگزارکننده جلسات، ایجادکننده تغییر، ریسک‌کننده، نگهبان و تامین‌کننده وسایل محیط کار. این لیست همچنان ادامه دارد. علاوه‌بر همه اینها باید فردی سازگار و منعطف باشید، ارتباطات فروتنانه و در ضمن محکمی داشته باشید، سریع یاد بگیرید، فرآیندهای کسب‌وکار مهم را اجرایی کنید و نقش‌های اجرایی را با هدف و تمرکزی مشخص دائما در برنامه داشته باشید. اگر این‌طور نباشد، موفقیت تنها یک امید واهی و یک تجربه فانی خواهد بود. به یاد داشته باشید که ایده‌های بزرگ در خانه شما نمی‌آیند، بلکه خودتان باید پیگیر آنها باشید. 
اگر کارآفرین بودن کار سختی است، کارآفرین جوان بودن دشوارتر است. موسسان جوان که نسبت به همتایان مسن‌تر خود تجربه بسیار کمتری دارند، باید برای انجام همه کارهایی که در بالا گفته شد، آماده باشند و این در شرایطی است که دیگر افراد کهنه‌کار فعال در کسب‌وکار، از جمله مشتریان احتمالی، شرکا، کارمندان و سرمایه‌گذاران داوطلب در مورد کار آنها تردید دارند. کارآفرینان جوان که روی مشکلات مبهم کار می‌کنند، با مغایرت‌های بزرگی روبه‌رو می‌شوند، اما آنهایی که موفق هستند، ارزش فراوانی به کسب‌وکار خود اضافه می‌کنند یا حتی در ساخت دنیای آینده تاثیرگذارند. 
مجله فوربس به تازگی مجموعه‌ای از کارآفرینان جوان و شرکت‌های آنها را مورد بررسی قرار داده است. در اینجا 12 بنگاهی که احتمال موفقیت بالایی در آینده دارند، به همراه موسسان جوان آنها را معرفی می‌کنیم:

1) Chalk.com 

2).....